اینجایی که توش قدم گذاشتین ، اسمش «نظرخانه» س . یعنی ؛ «خانه ی نظرها» . یعنی ؛ رو دربایستی رو بذارین کنار. یعنی ؛ فقط «نظاره گر» نباشین ، یه کمی هم «نظرنگار» باشین. هرکجای این کره ی خاکی هستین مارو قابل بدونین و نظرات کلی خودتونو در مورد وبلاگ تو این پست بذارین. دم همه تون گرم.
بنده به فراخور حال بعضی وقتا به رادیوی محترم پیام گوش می کنم و طبیعتا بعضی از شاهکارهای ! موسیقی اصیل ایرانی رو از این رادیوی محترم می شنوم . چندین بار آهنگ « سیب نقره ای» جناب «کورش یغمایی» رو از همین رادیوی محترم ! شنیده ام و از یک طرف خوشحال شده ام که تو این مملکت هنرپرور ! به آثار برجسته ی هنرمندان بزرگ احترام گذاشته می شه ولی از طرف دیگه ، ناراحت ؛ چراکه این آهنگ بسیار زیبا ، به صورت سانسور شده ! از این رادیوی محترم ! پخش می شه.
جالبه که بدونین تو بخش سانسور شده ، هیچ کلامی ادا نمی شه و فقط «گروه کر» هم آوایی می کنن.بنده هرچه باخودم فکر می کنم دلیل این سانسور رو نمی فهمم و البته هیچ وقت هم نخواهم فهمید! ولی به جرات می تونم بگم که برای اولین بار تو این جهان متمدن بخشی از یه موسیقی باکلام ! سانسور می شه . اونم به نحوی که هر آدم موسیقی نشنیده ای هم متوجه این سانسور می شه.
البته من ، نسخه ی اصلی این آهنگ رو در اختیار دارم و ازنسخه ی سانسور نشده ! ی این آهنگ بهره می برم ولی برای رادیوی محترم پیام ! و مسئولان محترم ترآن ! متاسفم و معتقدم اگه این آهنگ رو پخش نکنن احترام بیشتری برای جناب «کورش یغمایی» و موسیقی اصیل این مملکت قائل شده اند.
زنده باد موسیقی بدون سانسور! ایران زمین
ترانه : غریبه
آهنگساز : ؟
ترانه سرا : ؟
خواننده : دلارام
آهای آهای غریبه تو از کدوم دیاری
خسته رسیدی از راه آخر انتظاری
مثل حبابا می شی توی غبار گم می شی
با اشک چشم مهتاب دوباره پیدا می شی
در پشت سایه هایی تو مرد قصه هایی
سکوت بیشه هایی آخر غصه هایی
منو زمن جدا کن با خودت آشنا کن
دوست دارم غریبه منو بازم صدا کن
هر لحظه ام یه ساله لبریز انتظاره
چشمم تو چشم ابراس شاید بارون بباره
یکی یکی باز می شن پنجره های بسته
دیگه اثر ندارن طلسمای شکسته
ترانه : قطره باران
آهنگساز : ؟
ترانه سرا : ؟
خواننده : پویا
قطره بارانم ، من یکی هستم ولی یک از هزارانم
در پی پیوستن به جمع یارانم ، قطره بارانم
قطره بارانم ، فکر همراهی با سیل خروشانم
فکر تشنگی گلها در گلستانم ، قطره بارانم
قطره بارانم ، می توانم چشمه های خشک را از نو بجوشانم
می توانم سرزمین خشک را از نو برویانم
از گل بپوشانم ، از نو برویانم
کوچکم اما دست دریا را همیشه پشت سر دارم
من به صبح روشن فردا امیدوارم
قطره بارانم ، از تبار نورس امیدوارانم
عاشق هر ذره ای از خاک ایرانم ، قطره بارانم
دانلود کنید
- به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زینجا
زغبار این بیابان
هوس سفر نداری
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
- به کجا چنین شتابان
- به هرآن کحا که باشد
به جز این سرا ، سرایم
- سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدارا
چو از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها ، به باران
برسان سلام مارا
شاید کمتر کسی رو بتونیم پیداکنیم که شعر گون محمد رضا شفیعی کدکنی رو نشنیده باشه . این شعر شعر معروفیه و عبارت (به کجا چنین شتابان) که تو این شعر به کار رفته تقریبا حالت ضرب المثل پیدا کرده و تو مکالمات روزمره هم به کار می ره . این شعر به صورت آهنگین هم دراومده که من تا به حال سه اجرای متفاوتشو شنیدم و تو پست امروز هم هر سه اجرا رو واسه دانلود قرار می دم . امیدوارم که از شنیدنشون لذت ببرید.
دانلود کنید :
تصنیف : شیدایی
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
شاعر : حافظ
خواننده : محمد رضا شجریان
آلبوم : آستان جانان

در همه دیر مغان ، نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آئینه صافی است غباری دارد
از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشته هر گوشه ی چشم از غم دل دریایی
زین دایره ی مینا خونین جگرم ، می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی