اگر به موسیقی سنتی عشق می ورزید
با
شبستانه
همراه شوید
همه روزه ؛ 12 تا 2 بامداد
شبکه ی فرهنگ رادیو
اشعار «فروغ فرخزاد» ، هم مثل اشعار شعراي نوگراي ديگه ، كمابيش مورد توجه آهنگسازان و خوانندگان ، قرار گرفته و اگه با دقت بررسي بشه مي تونيم تعداد قابل توجهي از اشعار اين شاعر معاصر رو كه آهنگين شدن استخراج كنيم.
يكي از اشعار اين شاعر كه توسط بيش از يه خواننده اجرا شده ، شعر زيباي «اي شب از روياي تو...» س كه فكر مي كنم تنها مثنوي موجود تو مجموعه ي اشعار «فروغ» باشه.اين شعر هم توسط «معين» و هم توسط «محمد نوري» اجرا شده.نكته ي جالب اين كه ، فضاي موسيقيايي اين دو ترانه ، شباهت بسيار زيادي با هم داره و هر دو بسيار ملايم و آرام اجرا شدن.
همون طور كه مي دونين اين شعر ، شعر نسبتا بلنديه و به همين خاطر هيچ كدوم از اين دو خواننده ، شعرو كامل نخوندن و فقط به خوندن گزيده اي از ابيات ، اكتفا كردن. من هم فقط متن ابياتي رو كه تو اين دو اجرا خونده شده ، تو اين پست مي ذارم.
سينه از عطر توام سنگين شده
اي به روي چشم من گسترده خويش
شادي ام بخشيده از اندوه بيش
هم چو باراني كه شويد جسم خاك
هستي ام زآلودگي ها كرده پاك
اي تپش هاي تن سوزان من
آتشي در سايه ي مزگان من
اي مرا با شور شعر آميخته
اين همه آتش به شعرم ريخته
عشق ، چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد
چون تب شعرم چنين افروختي
لاجرم شعرم به آتش سوختي
آه اي روشن طلوع بي غروب
آفتاب سرزمين هاي جنوب
آه آه اي از سحر ، شاداب تر
از بهاران ، تازه تر ، سيراب تر
اي دو چشمانت ، چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اينت گر كه در خود داشتم
هر كسي را تو نمي انگاشتم
غمت در نهانخانه ي دل نشيند
به نازي كه ليلي به محمل نشيند
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زبامي كه برخاست مشكل نشيند
خلد چون به پا خاري آسان برآرم
چه سازم به خاري كه بر دل نشيند
به دنبال محمل سبكتر قدم زن
مبادا غباري به محمل نشيند
به دنبال محمل چنان زار گريم
كه از گريه ام ناقه در گل نشيند
بنازم به بزم محبت كه آنجا
گدايي به شاهي مقابل نشيند
خوشا كارواني كه شب ، راه ، طي كرد
دم صبح اول به منزل نشيند
بي شك موسيقي سنتي ايران ، از موسيقي نواحي مختلف كشورمون ، تاثير پذيري نسبتا زيادي داشته و تو اين ميون ، شايد سهم موسيقي « خراسان » بيشتر از مناطق ديگه باشه.
يكي از ملودي هاي زيبا و دلنشين جنوب خراسان ، كه شايد بيشتر ازهر ملودي ديگه ي اين منطقه ، تو موسيقي ما انعكاس داشته ، ملودي قديمي و آشناي « نوايي نوايي» كه بارها و بارها توسط گروه هاي موسيقيايي و خوانندگان مختلف ، باز سازي شده.
تا اونجا كه اطلاع دارم معروف ترين اجراهاي محلي اين ترانه ، توسط شخصي به اسم «عثمان خداپرست» انجام شده ولي اينكه چه كسي اولين بار اين ترانه رو ساخته و زمزمه كرده شايد هنوزم واسه همه سئوال باشه.
بيت اصلي يا ترجيع ملودي ، به سه صورت نقل شده:
نوايي نوايي نوايي نوايي
جواني بگذرد تو قدرش نداني
و
نوايي نوايي نوايي نوايي
همه باوفايند تو گل بي وفايي
و
نوايي نوايي نوايي نوايي
الهي نماند نشان از جدايي
به نظر مي رسه كه شعر اين ملودي قديمي ، قبلا چيز ديگه اي بوده و بعدها ، از شعر « طبيب اصفهاني » ، استفاده شده . در هر صورت ، اين ترانه ديگه به بخشي جدانشدني از موسيقي ملي ما تبديل شده و هيچ وقت از حافظه ي موسيقيايي ما پاك نخواهد شد.
تو اين پست قصد دارم اجراهاي مختلف اين ترانه رو معرفی کنم كه اميدوارم بپسنديد.البته فكر مي كنم اجراهاي ديگه اي هم وجود داشته باشه كه من ازاونا بي خبر باشم. اگه خوانندگان عزيز ، اطلاعات كامل تري داشته باشن ، خوشحال مي شم كه از طريق لينك نظرات در اختيار من و خوانندگان محترم وبلاگ بذارن.
نكته ي جالب در مورد اجراهايي كه تو اين پست گذاشتم اين كه ؛ آهنگسازي دو تا از اين اجراها ، توسط يك نفر انجام شده.يعني جناب « كامبيز روشن روان» اين ملودي رو هم براي « بيژن بيژني » و هم براي « محمد اصفهاني» ، آهنگسازي كرده .
نكته ي دگه اينكه : يكي از اين اجراها توسط يكي از چهره هاي مطرح موسيقي پاپ! يعني «شادمهر عقيلي» انجام شده و اين نشون دهنده ي محبوبيت اين ملودي محلي يه.اگه روزي اين ملودي ، به خارج از مرزهاي كشورمون ! هم سرايت كرد، اصلا تعجب نكنين.
نوايي نوايي – با اجراي محلي جنوب خراسان
نوايي نوايي (نهانخانه ي راز) – با صداي «بيژن بيژني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»
نوايي نوايي – با صداي «محمد اصفهاني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»
نوايي نوايي – با آهنگسازي و صداي « شادمهرعقيلي»
نوايي نوايي – با صداي «جهان»
نوایی نوایی - با صدای مهرداد کاظمی
سرشارم امشب از غزل ، سرشارم امشب
بيدارم امشب تا سحر ، بيدارم امشب
اشك است و لبخند و گل و آيينه بازي
پرواز آهي ، نغمه اي ، راز و نيازي
امشب گرفته گريه ها دست دلم را
دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را
ذوق شكفتن در دلم سر مي كشد باز
مرغ اميدم در افق پر مي كشد باز
در كوچه ي نور و صدا ره مي سپارم
امشب اگر مر گم رسد حرفي ندارم
امشب گرفته گريه ها دست دلم را
دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را
درباره ي «عباس بهادري» قبلا يه پست نوشتم.تواين پست قصد دارم در مورد آلبوم ها و هم چنين ترانه ها و سرودهاي فراموش شده ي اين خواننده بنويسم.ترجيح مي دم اول در مورد ترانه و سرودهاي راديويي ش بنويسم:
همون طور كه قبلا هم گفتم «عباس بهادري» ، با سرودهاي «نوروز 72» ش ، به جامعه ي موسيقي ايران معرفي شد.معروف ترين اين سرودها ، سرود «گل مي رويد...» بود كه متنش اينه:
گل مي رويد به باغ ، گل مي رويد
با شبنم صبح گاه ، رخ مي شويد
گل ، جلوه اي از جمال جانانه ي ماست
بلبل به ترانه وصف او مي گويد
ابر آمد و بر سر چمن ، گوهر ريخت
از ژاله به جان لاله ها ، اخگر ريخت
اين قاصد كوي دوست ، اين ابر بهار
بر ساغر جان عاشقان ، باور ريخت
از ديگر سرودهاي اين خواننده كه تو همون برنامه ي «نوروز72» براي اولين بار پخش شدسرودي بود كه بيت ترجيعش اين بود:
برخيز ، برخيز ، هنگام كار است
چشم مه و مهر ، در انتظار است
سرود ديگه اي هم تو اين برنامه پخش مي شد كه دو بيت اولش اين بود:
اي دل ببين كرامت باران را
دشتي پر از شقايق و ريحان را
از انجماد خاك نخواهي رست
تا غافلي حضور بهاران را
«بهادري» بعد از برنامه ي «نوروز 72» هم همكاري خودشو با صدا وسيما ادامه داد و كارهاي ديگه اي هم اجرا كرد.به اعتقاد من تعدادي از كارهاي اين خواننده رو مي بايست ترانه به حساب آورد باوجودي كه تو اون مقطع زماني و تو اون محدوديت ها توليد شدن.ازجمله همون ترانه اي كه متنشو اول پست خوندين كه اسمش « ذوق شكفتن» ه . البته اين ترانه تو آلبوم «رقص گل ها» منشر شدولي بعد از اون ، به دفعات از راديو پخش شد.از اجراهاي ديگه اين خواننده كه مي شه بهش ترانه اطلاق كرد، اين ترانه بود:
بهار آمد با عطر گل راز
زند بلبل گل نغمه ي آواز
بيا كه روشن شده لاله به صحرا
به باغ و سبزه ، چه نقشي زده باران
كه اكنون شده عاشق دل شيدا
سرود ديگه اي كه تو ايام نوروز اون سال ها ، مرتب از راديو پخش مي شد و با اندكي تسامح ، مي تونيم بگيم ترانه س:
بهار من ، بهار من
بهار برگ و بار من
شكوفه هاي مهر تو
شكوه شاخسار من...
غريق شادي و غمم
چه مبهمم ، چه مبهمم
كوير تشنه ي نمم
زلال جويبار من
يكي ديگه از سرودهاي اين خواننده ، « چشم هاي منتظر» بود كه قسمتي از شعرش اين بود:
آه اي همسايه با خورشيد
آي اي هم خانه با مهتاب
اشتياق و خلوت شب زنده داران را
با نوازش هاي دست خويشتن درياب
يكي از سرودهاي ديگه ي اين خواننده ، كه مثل سرود قبلي در مورد « امام زمان(ع) » بود روي شعري از زنده ياد « سلمان هراتي» اجرا شده بود:
ما بي تو تا دنياست ، دنيايي نداريم
چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم
اي سايه سار ظهر گرم بي ترحم
جز سايه ي دستان تو جايي نداريم
تو آبروي خاكي و حيثيت آب
دريا تويي ، ما جز تو دريايي نداريم
خورشيد ، چشم توست ؛ چشمان تو خورشيد
تا نشكفد چشم تو فردايي نداريم
وقتي عطش مي بارد از ابر سترون
جز نام آبي تو آوايي نداريم
شمشيرها را گو ببارند از سر بغض
از عشق ، ما جز اين تمنايي نداريم
حالا بهتره سري هم به آلبوم هاي اين خواننده ، بزنيم .تا اونجايي كه من ، اطلاع دارم «بهادري» دو تا آلبوم منتشر كرده به اسامي «رقص گل ها» و «گل باران».متاسفانه من از اين دو آلبوم ، فقط دومي رو داريم و سعي مي كنم در آينده اي نزديك ، همه يا تعدادي از ترانه هاي اين آلبوم رو واسه دانلود بذارم. البته بخشي از اشعار آلبوم اول هم هنوز تو خاطرم هس كه براتون مي نويسم:
يكي از اين ترانه ها ، «ذوق شكفتن» بود كه متن شو اول پست خونديد.سرود ديگه اي هم تو اين آلبوم بود كه چن بيتش اينه:
كسي صداي مرا ، شنيده آيا
نشسته قايق من ، به گل خدايا
اسير بند تنم ، فسرده شد چمنم
نظر گشاده منم به بي كران ها
مگر تو چاره كني ، نظر دوباره كني
مرا نظاره كني ، ارآسمان ها
سرود ديگه ي اين آلبوم ، سرود «رقص گل ها» بود كه آلبوم هم به اسم همين سرود ، نام گذاري شده بود:
زيباست در باران ، تازه شدن ها
رقص گل ها در آغوش چمن ها
مي رسد پيغام آسماني
زندگاني زيباست ، زندگاني...
اينم بايد بگم كه تمام اشعار اين آلبوم رو « ساعد باقري » سروده بود.
در مورد آلبوم «گل باران» هم ايشاللا بعدا مي نويسم . فقط اين نكته رو بگم كه ترانه سرايي و آهنگسازي اين مجموعه رو «اكبر آزاد» انجام داده. متن يكي از ترانه هاي اين آلبوم رو هم واسه تون مي نويسم؛ ترانه ي «تنهاتر از بيابان» .
انسان ، هميشه مغرور
سركش چو موج درياست
جانش پرازستاره
اما هميشه تنهاست
اين عالم غربي ست
انسان ، بدون انسان
پرهياهو وليكن
تنهاتر از بيابان
دنبال هم صدايي
همواره جستجوگر
اين كوه پرزهيبت
از غم تكيده ديگر
ناليده در شب و روز
با قصه ي جدايي
مي سوزد از غم عشق
با ياد آشنايي
جان و دلش اگرچه
رنجي خموش دارد
اما ردايي از عشق
انسان به دوش دارد
دنبال هم صدايي
همواره جستجوگر
اين كوه پرزهيبت
از غم تكيده ديگر

«فرزاد فرزين» رو مي بايست خواننده اي درجه دو وشايد درجه سه به حساب آورد.هرچند كه تونسته باشه مخاطبان قابل توجهي براي خودش دست و پاكنه. ضعف عمده اي كه من به شخصه تو ترانه هاي اين خواننده ي جوون ، مشاهده كردم ضعف اشعار اين ترانه هاس.تو دوسه آلبومي كه من از اين خواننده شنيدم - البته ترانه هاي بازسازي شده رو بايد استثنا كرد - به زحمت مي شه شعري قوي پيداكرد .حتي ترانه ي «شراره» هم - كه به حق زيباترين و معروف ترين ترانه ي اين خواننده س - شعر ضعيفي داره.در صورتي كه با ملودي وآهنگ بسيار زيبايي كه داره جاداشت كه رو شعرش وسواس بيشتري به خرج داده بشه.
براي اينكه بتونم حق مطبو اداكنم به چن مورد از ضعف هاي اين ترانه اشاره مي كنم:
تو مصرع « در دل اين نشانه س » كلمه ي «نشانه» جا نيفتاده واصلا معلوم نيس كه منظور از «نشانه» چيه وكيه واصلا اين كلمه اينجا چي كار مي كنه وفقط اداي «قافيه» رو در مياره ! مصراع «پرشراره ، دل تا تو بودي» هم كاملا از ضعف تاليف برخورداره.تومصراع «هميشه در همين جاس» هم معلوم نيس منظور از «همين جا» كجاست.حتي اگه با مسامحه بگيم منظور از همين جا ، كلمه ي «دنيا» تو مصراع آخر شعره ، بازهم مشكل حل نمي شه.چون اولا فاصله ي اين دومصراع ، از هم ديگه نسبتا زياده ودوم اينكه لحن گفتاري اين دو مصراع با هم فرق مي كنه.
اگر بخوام در مورد شعراين ترانه ، تو يه جمله نظر بدم بايد بگم :«زبان ، تو اين ترانه ، گم شده» . يعني اصلا معلو م نيس ترانه ، محاوره اي يه يا نوشتاري.
اي كاش ، «فرزاد فرزين» و همكاراش ، كمي وسواس به خرج مي دادن تا اين ترانه ، «هميشگي»! باشه و نه فقط درحد «يه حس پرواز»!
هرنفس ، اين ترانه
ترنم شبانه س
حضور يك ستاره
در دل اين نشانه س
تو رمزي از جنس نور
غريبه اي در عبور
غريبه آشنايي
براي اين پرغرور
اي ستاره ، تا تو رو ديدم
از ترس يك عشق ، در خود لرزيدم
درد اين دل ، با تو گفتم
برق اين عشق ، در تو ديدم
پرشراره ، دل تا تو بودي
وقتي ، عشقو از من ربودي
يه حس پرواز با تو باقي
توي اين سينه ، دل شده ياغي
از رخوت و سياهي
به مرز تو رسيدم
يه خط روشن عشق
رو آسمون كشيدم
بيا و هميشگي باش
اميد زندگي باش
اي قاصد بهاري
طلوع زندگي باش
مث حضور تن ها
هميشه در همين جاس
بگو تو اي ستاره
دنيا جاي عاشقاس
اي ستاره ، تا تو رو ديدم
از ترس يك عشق ، در خود لرزيدم
درد اين دل ، با تو گفتم
برق اين عشق ، در تو ديدم
پرشراره ، دل تا تو بودي
وقتي ، عشقو از من ربودي
يه حس پرواز با تو باقي
توي اين سينه ، دل شده ياغي
جنبش پاپ خواني! بعد از دو دهه ركود شروع شده بود و يواش يواش هنرمنداي جووني تو عرصه ي موسيقي عرض اندام مي كردن. يكي از اين هنرمندا جووني بود به اسم فلمينگ خوش قدمي .فلمينگ خوانندگي مي كرد اما جلوتر از اينكه خواننده باشه نوازنده بود و دستي هم تو آهنگسازي داشت.سازتخصصي ش سازدهني بود و تو اغلب آهنگاش هم از اين ساز استفاده مي كرد.
پدرفلمينگ پزشك بود و به خاطر علاقه ي شديدش به الكساندرفلمينگ كاشف پني سيلين اين اسمو واسه پسرش انتخاب كرده بود.
صداي فلمينگ رو اولين بار تو ترانه ي جنگل شنيدم. اين ترانه يه مدت مرتب از صدا و سيما پخش مي شد.متاسفانه از اين ترانه فقط بند آخرش تو ذهنم مونده:
...حالا اون مرغ مهاجر
براي جفتش مي خونه
مي زنيم بازم به جنگل
نمي مونه كنج لونه
ترانه ي ملايم و بسيار زيبايي بود.
بعدها چن تا آهنگ ديگه هم از اين خواننده از راديو شنيدم. تا اينكه آلبوم پرواز در شب به بازار اومد كه فكر مي كنم تنها آلبوم اين خواننده تا اين لحظه باشه و همون طور كه انتظار مي رفت فضايي كاملا ملايم و دلنشين داشت. اين آلبوم اگرچه استقبال خوبي ازش نشد ولي به نظر من در نوع خودش كارخوبي بود و لا اقل از آثاري كه اون زمون توليد مي شد يه سروگردن بالاتر بود.البته به اعتقاد من استقبال نكردن از يه آلبوم به معني ضعف اون آلبوم نيس.چه بسا كه يه اثرموسيقيايي فوق العاده قوي باشه ولي عامه ي مردم به خاطر سليقه ي موسيقيايي ضعيف و متفاوتشون اونو نپسندن.
در هر صورت فلمينگ رو هم مي بايس به فهرست هنرمندان فراموش شده اضافه كرد؛ هنرمنداني كه اون طور كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفتن.