«سپهر» هنرمند خوش ذوقی بود - وطبیعتا هنوز هم هس - که علاوه بر خوانندگی ، آهنگساز هم بود و آهنگسازی آثارشو خودش انجام می داد وبه نظرمن بعضی از آثار این هنرمند،ناجوونمردونه! فراموش شدن؛ ناجوونمردونه از این جهت که کمتر از اونی که می بایس ، تبلیغ شدن و اون جور که باید و شاید مجال ظهور وبروز پیدا نکردن.
شاید معروفترین سروداین خواننده سرود«بهار را صدا بزن»باشه که یه مدتی سر زبوناافتاده بود وحتی ترانه های طنزی هم از روش ساخته شد. از این سرود فقط همین دوبیت تو ذهنم مونده:
سکوت کوهسار را لبالب از ترانه کن
زخواب آبشار را کنون بیا صدا بزن
بخوان حدیث رویش دوباره را به گوش گل
به شوق سبز زیستن جوانه را صدا بزن
یکی دیگه از آهنگای زیبای «سپهر» آهنگی بود که روی شعری از «محمدرضا عبدالملکیان» اجرا شده بود:
عطش بود و آتش
وآیینه می سوخت در تشنه کامی
و می سوخت بال کبوتر
وبیداد می کرد زنجیردر پای پرواز
ومن تشنه بودم...
متن کامل این شعر طولانی رو می تونین با اسم «سرود رویش گل» تو کتاب «ریشه در ابر» صفحه ی 142 بخونید.
آهنگ زیبای دیگه ی این هنرمند روی شعری از «زهره نارنجی» اجرا شده بود:
دردمندیم و دوا می طلبیم در فناییم و بقا می طلبیم
هر سحر بوی تو را تا دم صبح ازمسیحای صبا می طلبیم
جان به راه تو نهادیم به شوق از تو ای دوست تو را می طلبیم
سائل کوی نیازیم وبه جان مدد از دست دعا می طلبیم
از فروغ تو در آیینه ی دل جلوه ی مهر و صفا می طلبیم
دست در دامن مهرت زده ایم بی نواییم و نوا می طلبیم
یکی دیگه از آهنگای «سپهر» که به اعتقاد من ، قویترین اثرشه روی این شعر- که نمی دونم شاعرش کیه - ساخته شده بود:
باغ ، تصویری است از یک اتفاق سبز
چشم های خویش را بگشای
کوچه لبریز است ازعطر و طراوت ، باز
لحظه ای از خانه بیرون آی
در بهاری این چنین لبریز از نور و نگاه ورنگ
در بهاری این چنین بایسته ، باران باش
همرنگ بهاران باش
گیسوی سبز درخت کوچه را هر صبح
با دو دست خیس اما مهربان خود
نوازش کن
اینک از گرد و غبار دیر سالی ها
کوچه را تطهیر باد کرد
هان ، رسولی آمد و اعجاز کرد و سوره ای آورد
آیه های کوچک فصل بهاران را که گلهایند
باز در محراب سبز باغچه
تفسیر باید کرد
یه آهنگ خوب دیگه رو هم از «سپهر» به خاطر دارم که شعرش این بود:
دلی کز روشنی یارب ، جهان افروز جان گردد
به بام عشق و سرمستی ، چومهر آسمان گردد
کند در گلشن هستی ؛ گل آرایی ، گل آرایی
چو بلبل نغمه پردازد به زیبایی ، به زیبایی
به یاد دوست در گلشن ، چراغ لاله افروزد
چو شمع آرزو هرشب به داغستان او سوزد
به چشم دل زمشتاقی صفا بیند صفا بیند
در این آیینه از پاکی خدا بیند خدا بیند
هیچ کدوم از این آهنگارو ندارم اما هنوز که هنوزه سبک خوندنشون تو ذهنم هس و گاه گداری زمزمه شون می کنم.
«سپهر» دوتا کاست هم بیرون داد به اسم «خوب من» و«عسل» که آهنگاش با آثارپخش شده این هنرمند از صدا وسیما یه کمکی تفاوت داشت و با وجود ترانه گی بیشتری که داشتن استقبال چندان خوبی ازشون نشد.ایشاللا چن تا از آهنگای آلبوم«خوب من» رو تو پستای آینده تقدیمتون می کنم .
قصد ندارم ضعف و قوت های این دو اجرا رو بیان کنم. فقط به چن تا نکته اشاره می کنم:
اول اینکه: ظاهرا این ترانه بر اساس یه ملودی محلی ساخته شده.دوم اینکه: تو اجرای «عماد رام» ، این دو بیت :
من روی هر دیوار غمگین اسمتو با اشک میشونم
من توی هر کوچه ی غمگین دیوونه ای بی آشیونم
خونده شده ولی تو اجرای «سیاوش قمیشی » نه.
سوم اینکه:هردو اجرا توسط خواننده هایی خونده شده که خواننده ی صرف نیستن و آهنگسازن و آهنگ ترانه رو هم خودشون ساختن.
شب ، شب که می شه تو کوچه ی غم اشک من می شه ستاره
من ، چشماموبه ابرا می دم آسمون ، بارون می باره
می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد
دلم شده دیوونه
خدا خودش می دونه
کوچه دلش می گیره
سکوتشو می شکونه
پنجره ها با فریاد
می گن کی باز می خونه
می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد
من روی هر دیوار غمگین اسمتو با اشک میشونم
من توی هر کوچه ی غمگین دیوونه ای بی آشیونم
می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد
دلم شده دیوونه
خدا خودش می دونه
کوچه دلش می گیره
سکوتشو می شکونه
پنجره ها با فریاد
می گن کی باز می خونه
می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد
فرنگیس با صدای عماد رام
فرنگیس با صدای سیاوش قمیشی
تو این چن سالی که با صدا و آثارزنده یاد«منوچهر طاهر زاده»،آشنا شدم یه چیز برام همیشه سئوال بوده واون اینکه چه رازی تو این صدای کودکانه ! وچه چیزی تو این ترانه های عاشقانه ! وجود داره که این همه دلنشین و جذابن؟؛ ترانه هایی که به زحمت می شه توشون یه ! شعر قوی پیدا کرد. یکی دوتا جوابم برا این سئوال پیدا کردم و البته مطمئن نیستم که کاملا درست باشن؛ اول اینکه؛ ترانه های «طاهرزاده» ، اکثرشون رو ملودی ساخته شدن و همون طور که قبلا گفتم این جور ترانه ها معمولا بهتر جواب می دن.دوم اینکه؛ تو این ترانه ها ، تو هربند معمولا سه چهار باروزن شعر تغییر می کنه و این باعث تنوع سبک ترانه می شه و شنونده رو از خستگی بیرون می آره.سوم اینکه : «طاهرزاده» که ازنوادگان«سید حسن طاهر زاده» ازاساتید قدیمی موسیقی سنتی ماس به موسیقی و آهنگسازی هم تسلط داشته و خیلی خوب تونسته از پس این همه سبک های متنوع و زیبا بربیاد وجالب اینکه هیچ خواننده ای هم نتونسته به زیبایی خودش این ملودی ها رو اجرا کنه؛«طاهر زاده» دوتا آهنگ واسه داریوش ساخته با اسامی «شبخون» و«تندباد حادثه ها» که من وقتی دقت کردم دیدم بعدها خودش دوتا از ترانه های آلبوم «آلونک»ش رو به سبک این دو ترانه ی «داریوش» ساخته؛ ترانه ی «آلونک» به سبک « شبخون» و ترانه ی«عروس خواب» به سبک «تند باد حادثه ها».یکی از ترانه های آلبوم «آخرین برگ» به اسم « پاییز» رو هم قبل از اینکه واسه خودش بسازه واسه «شاهرخ» ساخته.
امروزهمون دوتا ترانه ی «آلونک» و«عروس خواب» رو واسه دانلود می ذارم.امیدوارم بشنوید ولذت ببرید.بقیه ی ترانه های آلبوم « آلونک» رو هم به زودی واسه دانلود می ذارم.
نخون برام آواز تلخ رفتن
سخته برام ازعشق تو گذشتن
بی تو مثل چکاوکی غریبم
که بالشو با تیرغم شکستن
بغض گریه تو گلوم
زنجیرغصه به پام
تو منو تنها نذار
بوی غم داره صدام
دیگه شعرعاشقونه بی تو واسه کی بخونم
توی این ایل پریشون به امید کی بمونم
دست نیازمو بگیر که خسته شد بی تو بودن برام عذاب
صدای سازمو بشنو که می خونه بی تو شادی برام سرابه
بغض گریه تو گلوم
زنجیر غصه به پام
تو منو تنها نذار
بوی غم داره صدام
خیلی سخته توی آلونک تنهایی نشستن
با دلی لبریز فریاد ، لب صد شکوه رو بستن
تموم حرفا رو من ، نمی شه با تو بگم
ولی سربسته بدون ، که می شم طعمه ی غم
بغض گریه تو گلوم
زنجیر غصه به پام
تو منو تنها نذار
بوی غم داره صدام
تموم قصه های من رنگ تو رو گرفتن
رنگ سیاهی دل سنگ تو رو گرفتن
برای من چی مونده جز گریه ی شبونه
عروس خوابو کشتن تو غربت این خونه
خسته از سیاهی شبم
بوسه گاه ساکت تبم
عشق اگه خوبه پس چرا
با خنجرش
سینه هارو داغون می کنه
پرنده ی آرامشو
با شیونش
از تو خونه بیرون می کنه
بمون پیشم که نگم وای که نگم
خسته از سیاهی شبم
بوسه گاه ساکت تبم
با حرف خوب موندن فاصله رو سوزوندن
غم ها ویرانه می شن حرفا ترانه می شن
نام ترانه : درخت
آهنگساز، خواننده و شاعر : کامران رسول زاده
تنظیم کننده : جمال خدامی
آلبوم : بی سرانجام
کوچکترید ازآن که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آن چه که دارید رو کنید
کوچکترید ازآن که بدانید من کی ام
از کوهها نام مرا پرس وجو کنید
من ریشه در شقایق پرخون ، نشانده ام
گلهای سرخ باغ مرا خوب ، بو کنید
ای بادهای سرد مخالف ! منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید
ای بادهای سرد مخالف ! من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید
برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید
دانلود فایل تصویری( نسخه ی موبایل)
یه توضیح:ابیات دوم و پنجم شعر مشکل وزنی داره اما تو اجرای ترانه مشکلی به وجود نیاورده . منم شعرو به همون صورتی که تو ترانه خونده شده نقل کردم.
درسته که استفاده از مضامین دینی تو تولیدات هنری رو نمی شه به سالهای بعد از انقلاب محدود کرد اما باید پذیرفت که این جریان ، بعد از انقلاب وسعت بیشتری به خودش گرفت و این روهم باید قبول کرد که تعداد زیادی از هنرمندان - بویژه تو سالهای اول بعد از انقلاب - مجبور به تولید آثار مذهبی یا حداقل با رنگ وبوی مذهبی شدن.ناگفته پیداس که این جریان ، به عرصه ی موسیقی هم راه پیداکرد و تعداد قابل توجهی از اهالی ساز! هم اونو تجربه کردن.به گونه ای که بعضی از هنرمندان آزاد اندیش! هم یکباره به ارزش شهید و شهادت و محراب و عبادت پی بردن! و در کمال ناباوری ، «پرده ی پندار دریدند»!
البته همه ی آثار تولید شده با مضامین دینی - حتی تولیدات هنرمندان مطرح - رو نمی شه به عنوان آثار هنری پذیرفت و اکثریت قریب به اتفاق این آثار فقط جنبه ی تجارتی و تبلیغاتی داشتن.با این وجود، باید انصاف داد که این میون، آثار مذهبی - هنری نسبتا چشم گیری هم تولید شده.
یکی از آثار قابل توجهی که تو سالهای اخیر به بازار عرضه شد آلبوم «مولای عشق» با آهنگسازی « فواد حجازی» و خوانندگی «علیرضا عصار» و شعرهایی از«مهدی شریفی» بود .علاوه بر مذهبی بودن آلبوم ، دکلمه خونی و استفاده ازآلات موسیقی غیرمعمول رو می شه از تفاوت های این آلبوم با بقیه آلبوم های «عصار» به حساب آورد .البته استفاده از آلاتی مثل نی و طبل رو باید به حساب مذهبی بودن کار گذاشت .به نوعی می شه گفت استفاده از این آلات ، لازمه ی این قبیل تولیداته.
درمورد اشعار آلبوم اگه بخوام نظرکلی بدم باید بگم ، اشعار ضعیف و دست کم ، معمولی و پیش پا افتاده ای ین. ودرمورد کلیت اثر هم تو یه جمله می شه گفت که: قابل تحمل! و البته قابل تامله.
«مولای عشق» ، پنج تا آهنگ داره به اضافه ی چهار تا دکلمه ی شعر که مشترکا توسط «عصار» و«مهدی شریفی» خونده شدن. همه ی این آهنگارو تو پست امروز، واسه دانلود می ذارم. البته باید بگم که دکلمه های اول آهنگارو - به علت طولانی بودن و خسته کننده بودن - حذف کردم.
قطعه ی آوازی
خواننده :غلام حسین بنان
شاعر:ابوالحسن ورزی
آهنگساز:؟
آمد اما درنگاهش آن نوازش ها نبود چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو ازچهره ی دل شسته بود عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود
لب ، همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت دل ، همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در دل بیدار خود جز بیم رسوایی نداشت گرچه روزی هم نشین جز با من رسوا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود
دیدم آن چشم در خشان را ولی در این صدف گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود
درلب لرزان من ، فریاد دل خاموش بود آخر آن تنها امید جان من ، تنها نبود
جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ آگه از درد دلم زآن عشق جانفرسا نبود
نظرتون در مورد «خوانندگان قهوه خانه ای»! چیه؟می گین«خوانندگان قهوه خانه ای» دیگه چیه؟خب، حقم داریداینو بپرسید. چون این اصطلاحو خودم ابداع کردم!تو تعریفشم باید بگم:«خوانندگان قهوه خانه ای» خواننده هایی هستن که آدم(منظور خودمم!) با شنیدن صداشون، اولین چیزی که به ذهنش می رسه «قهوه خونه» س!؛«عباس قادری»،«جواد یساری»،«داودمقامی»،«ایرج مهدیان» و «جمشید نجفی».البته این آخری، نسخه ی قدیمش نه نسخه ی حزب اللهیش!
اگه دقت کرده باشین این چن تا خواننده ، سبک وسیاق و مرام خاص خودشونو دارن و موسیقی ترانه هاشونم حالت خاصی داره. از آلات ضربی مثل تنبک زیاد استفاده می کنن وترانه هاشون ضرباهنگ نسبتا تندی داره. به گونه ای که حتی ترانه های غمگینشونم معمولا ریتم نسبتا تندی داره.علاوه بر صدای خواننده و موسیقی ترانه ها ، اشعارشونم حال وهوای خاصی داره؛ به ندرت دیده می شه که از زبان نوشتاری تو ترانه هاشون استفاده شده باشه و معمولا اشعارشون عامیانه و کوچه بازاری - بهتره بگم بازاری - یه.
شاید تنها ایرادی که بشه به این دسته از خواننده ها گرفت ترانه های مبتذل و بی محتواشون باشه که تعدادشون هرچند زیاد نیس اما بالاخره هست!من به شخصه فکرمی کنم اگه ترانه های «خوانندگان قهوه خانه ای»!رو غربال کنیم و اون دسته از ترانه های بی محتواشونو دور بریزیم می شه از باقی مانده ی ترانه هاشون استفاده کرد والبته لذتم برد.هرکدوم از این خواننده ها به نوبه ی خودشون آثار قابل توجه و حتی موندگاری تولید کردن که نباید به راحتی فراموش بشن.مخصوصا «ایرج مهدیان» که به اعتقاد من ، هم صداش زیباتره وهم تولیداتش هنری تره. به همین خاطرم امروز، چن تا از ترانه های این خواننده رو واسه دانلود آماده کردم که امیدوارم بشنوید و لذت ببرید . از بقیه ی «خوانندگان قهوه خانه ای»!هم ایشالله تو یه فرصت مناسب می نویسم.
بازم تنگ غروبه ای خدا دلم تنگه
به هرجا که برم من آسمون همین رنگه
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها یک دم
دانی دلم چه خواهد شهد از لبش چشیدن
از او به یک اشاره از من به سر دویدن
ای آنکه در ره تو از جان و سر گذشتم
از کوچه ی تو دیشب با چشم تر گذشتم
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها یک دم
وقتی که برگی رو زمین می افته حس می کنم گریه ی بی صداشو
حس می کنم چی می گذره تو قلبش وقتی می بینه مرگ لحظه هاشو
آخه منم یه برگ خشک وزردم
که بی صدا یه عمره گریه کردم
وقتی با چشمام می بینم که یک برگ سیلی بی جا می خوره از تگرگ
پا می ذاره خزون به باغ دلم بازکلاغا سرمی دن آواز مرگ
یخ می زنه تو سینه قلب خونم
آخه من از تبار این خزونم
وقتی که پرپر می شه گل تو گلدون خالیه از کبوترا آسمون
حباب بغضم تو گلو می شکنه ابرچشام می شه دوباره بارون
کبوتر دلم به فکر کوچه
برای من زندگی سرد وپوچه
تو اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو منو تنها نذارکه سرنوشت من تویی
هرگز نمی شد باورم از جدایی حرف بزنی
تو زندگی بعد خدا تو خدای قلب منی
دوست دارم به خدا بی نهایت
به عشق تو، به روی تو، دیگه دل کرده عادت
به تو من محتاجم مثل ظلمت به روشنی
به خدا این ظلمه دل عاشق رو بشکنی
عشق من با من باش ، اشکامو دامن باش، تا که دنیا دنیاس
منو تنها نگذار، دل به عشقم بسپار،که دل من تنهاس
دوست دارم به خدا بی نهایت
به عشق تو، به روی تو، دیگه دل کرده عادت
در آسمون دل من، پرنده پر نمی زنه
به کلبه ی غم زده ام ، محبت سر نمی زنه
یه مهربون، یه همزبون، حلقه به در نمی زنه
هرچی غمه مال منه ، بدترزغم حال منه
هرجا می رم این غصه ها چون سایه دنبال منه
خاطرات تلخ رفته همه جاس همسفرم
کاش که من گذشته هارو بشه ازیاد ببرم
غم همیشه با منه ، غصه همزاد منه ، این طلسم نمی شکنه
یه مهربون، یه همزبون، حلقه به در نمی زنه
هرچی غمه مال منه ، بدترزغم حال منه
هرجا می رم این غصه ها چون سایه دنبال منه
به هر کسی رسیدم دلمو سوزونده
هر روز با یک بهونه چشممو گریونده
دلم می خواد که برم جای بی نشونی
برای من امید موندنی نمونده
دیگه وقت رفتنه ، وقت دل بریدنه
یه مهربون، یه همزبون، حلقه به در نمی زنه
هرچی غمه مال منه ، بدترزغم حال منه
هرجا می رم این غصه ها چون سایه دنبال منه
نذار ای مرد قایق ران، تو این دریای نا آرام بمیرم من
دلم در سینه می لرزه ، تو می دونی تو این بندر اسیرم من
پناهم ده ، که بال و پر بگیرم من
نجاتم ده ، که از تنهایی سیرم من
ببر براوپیامم را
بگو صیاد ماهیگیر، نشانم را
بگو امشب به دلدارم : پرستوی دلم را در قفس نگذار
بیا با آخرین دیدار،غریبی را تو عمر جاودان بسپار
چه شب هایی ، نشستم تا سحر بیدار
که بازآیی که محتاج توام بسیار
صدای بوسه ی امواج یه آهنگ غم انگیزاز جدایی هاس
تو این دریای نا آرام ، چراغ آسمان تاریک و ناپیداس
تو گوش من فقط فریاد ماهی هاس
تو می دونی امیدم دیدن فرداس
چه دلهایی که پژمرده چقد تنهاس
چه گلهایی که پرپر تواین دریاس

«مانی رهنما» رو می بایس ازپدیده های موسیقی پاپ و صداشو از استثنایی ترین صداهای امروز به حساب آورد.این خواننده ی جوون با ترانه ای که واسه فیلم «مرسدس» خونده بود سر زبونا افتاد. کارآهنگسازی این ترانه و موسیقی متن فیلمو زنده یاد«بابک بیات»انجام داده بود وشعر ترانه رو«ایرج جنتی عطایی» سروده بود.«مانی»،بعد از اون،آلبوم«فصل پرواز» رو با مشارکت خواننده ای به اسم «علی سهراب» روونه ی بازارکرد.ترانه ی «پرنده» ی این آلبوم هم خیلی زود و البته به مدد تبلیغات صداو سیما به ترانه ای محبوب تبدیل شد.«مانی رهنما» بعد ها چن تا آلبوم دیگه با اسامی «تموم شد ترانه»، «آخرین غزل» و «بغض» بیرون داد و اخیرا هم تو یه آلبوم دکلمه ی شعر به اسم«دلواپس تو نیستم»یکی دوتا کار با کلام خونده که من به شخصه طراوت و سر زندگی کارهای قبلی شو تو این آلبوم ندیدم.چن تا کارهم از این خواننده تو رادیو پخش می شه که من تو هیچ کدوم از آلبوم هاش اونا رو ندیدم. از جمله ترانه ای به اسم « آی آدم ها» با شعری از«نیما یوشیج» که کار زیبایی هم هس.
واسه امروز متن ترانه های «پرنده»،«زنگی و رومی»و «مرسدس» رو درنظر گرفتم .هم چنین می تونید ترانه های «پرنده» و«زنگی و رومی» رو هم تو همین پست دانلود کنید.ترانه ی«مرسدس» رو هم ندارم.ایشاللا تو یه فرصت مناسب واسه دانلود می ذارم.
در مورد ضعف شعرترانه های«پرنده» و «زنگی و رومی» قبلا و تو این پست یه چیزایی نوشتم که نیازی به تکرارش نمی بینم. فقط اینو بگم که ترانه ی «پرنده» رو «شهین حنانه» و ترانه ی «زنگی و رومی» رو«اهورا ایمان» سروده.
پرنده ، هم قفس ، همخونه من زمستون رفت و شد فصل پریدن
همین دیروز تو از این خونه رفتی ولی از اومدن چیزی نگفتی
تو را در حنجره یک دشت آواز تو را در سر هوای خوب پرواز
من اینجا خسته و غمگین و تنهام نمی دونم كه می مونم تا فردا
چی میشد اون هوای برفی و سرد تو رو راهی این خونه نمی كرد
بهار كاغذین خونه من تو رو راضی نكرد آخر به موندن
من عادت میكنم با درد تازه جدایی شاید از من من بسازه
دلم تنگه دلم تنگه برایت نگاهم با نگاهت داشت عادت
تو اونجا با گلای رنگارنگی من اینجا پشت دیوارای سنگی
تو با جنگل تو با دریا تو با كوه منو اندازه ی یه فصل اندوه
من عادت میكنم با درد تازه جدایی شاید از من من بسازه
دلم تنگه دلم تنگه برایت نگاهم با نگاهت داشت عادت
نه از خاكم ،نه از بادم نه در بندم، نه آزادم
نه آن ليلاترين مجنون نه شيرينم، نه فرهادم
نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم
فقط مثل تو غمگينم فقط مثل تو دلتنگم
چه غمگينم، چه تنهايم نه پنهانم، نه پيدايم
نه آرامي به شب دارم نه اميدي به فردايم
چه اميدي،چه فردايي چه پنهاني ،چه پيدايي
اگر خوشحال ،اگر غمگين چه فرقي داره تنهايي
تونيستي قصة دردم سياهم، ساكتم،سردم
اسير خاكم وخسته اگر سبزم، اگر زردم
اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم
بدون توچه بي رنگم بدون تو چه بي تابم
بيا از من جدايم كن صدايم كن ،صدايم كن
دلم از دست من خونه بيا از من رهايم كن

مرسدس
با کوچه آواز رفتن نيست فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم چيزى جز تنهايى با من نيست
وقتى تو نباشى من به من مشكوكم به هر گل به هر سايه روشن مشكوكم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
بى تو به كابوس و به رويا مشكوكم
به شعله به پروانه حتى مشكوكم
باز امشب فانوسي روشن نيست با سوگ اين شب يك شيون نيست
از كوكب تا كوكب خاموشي شب هست و شوق شب كشتن نيست
ترسم نيست از ديوار از بن بست از سايه تاريك تاريكم من از من مي ترسم
چرا دل ببندم به شب كوچه گردى كه از اين سكوت سترون مي ترسم
من از سايه هاى شب بى رفيقي من از نارفيقانه بودن مي ترسم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
با کوچه آواز رفتن نيست فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم چيزى جز تنهايى با من نيست
شب هست و شوق شب كشتن نيست
تو یکی از پستای قبلی ، حسابی به «حسام الدین لرنژاد» توپیده بودم و یکی از ترانه هاشو زیر گیوتین نقد برده بودم.مدتیه که ترانه ای از این خواننده از رادیو پخش می شه به اسم «عالم پریشانی» که ترانه ی نسبتا زیباییه.بد ندیدم که یه پستم درمورداین ترانه بنویسم بلکه هم نا راحتی اون پستو از دل«حسام» در بیارم! وهم به گفته ی «حافظ» عمل کرده باشم.
من «عالم پریشانی» رو تا حالا دوبار از رادیو شنیدم.یه بار کامل و یه بار نصفه نیمه؛ دفه ی اول تو خونه و دفه ی دوم تو تاکسی.راستشو بخواید دفه ی دوم به اندازه ی یکی دو ایستگاه هم دیرتر پیاده شدم!بلکه ترانه رو کامل بشنوم اما...
سبک این ترانه رو فکرمی کنم تو یکی از ترانه های «حمیرا» شنیده باشم و البته اجرای «حمیرا» بهترم هس چون شعری که اون خونده ، رو ملودی ساخته شده ولی اینی که «حسام» خونده دراصل ، غزلی یه از «دکتر مظاهر مصفا» و «حسام» به زور کشیدن کلمات و تکرار مصراع ها هم که شده ، خواسته فضاهای خالی ملودی رو پرکنه . بلکه این جوری بتونه به ملودی وفادار بمونه!
نکته ی دیگه ای که درمورد این ترانه می شه گفت اینه که «حسام» تو این ترانه از اون لهجه ی کردی همیشگیش دس برداشته ! وشاید خواسته که ترانه ای برای همه ی ایرانی ها تولید کنه!نه فقط ایرانی های «محلی دوست».شایدم یواش یواش می خواد بیفته تو خط پاپ. شایدم ...؟
متن این ترانه رو- بهتره بگم این غزلو- تو شماره ی 3۱ ماهنامه ی«حافظ» دیدم و حالا به نقل از همون نشریه تو اینجا می نویسم.البته ناگفته نمونه که اجرای «حسام» از بیت دوم به بعد شروع می شه و بعضی از ابیاتم اصلا خونده نشدن.
طرفه عالمی دارد ، عالم پریشانی
شادی و غمی دارد عالم پریشانی
خنده خنده می گریم ، گریه گریه می خندم
سور و ماتمی دارد عالم پریشانی
نه به درد شادانم نه به یاد درمانم
چه خم و چمی دارد ، عالم پریشانی
کفر دین براندازم ، دین کفر پردازم
عیسوی دمی دارد عالم پریشانی
گه به قعر دریایم ، گه بر اوج گردونم
زیری و بمی دارد عالم پریشانی
گه امیر دربندم ، گه اسیر آزادم
حال مبهمی دارد عالم پریشانی
شب ، غمم فزون از یم ، یم ولی کم از شبنم
طرفه شبنمی دارد عالم پریشانی
آشکار و پنهانی ، حال من همی دانی
که چه عالمی دارد عالم پریشانی
نام ترانه: تک درخت
خواننده: غلام حسین اشرفی
ترانه سرا: اسماعیل نواب صفا
آهنگساز: عباس شاپوری
تنظیم کننده: میثم مروستی
تک درختی تیره بختم
که در سکوت صحرا
فریاد من
شکسته در گلویم
تک درختی بی پناهم
که دشت آرزوها
گردید آخر
مزار آرزویم
خشک وبی بارم ، پس ثمرم کو
آن شادابی ، آن برگ وبرم کو
دور از یاران ، بی توشه وبرگم
هم خانه ی محنت ، هم سایه ی مرگم
بر رخسارم
غبار غم نشسته
طو فان از من
چه شاخه ها شکسته
چو نهال زهر آلوده
همه کس از من بگریزد
نه کسی بامن بنشیند
نه کسی با من آمیزد
گویم غم خود را با خار بیابان
در سینه نهفتم اسرار بیابان
در دل شب سکوت صحرا بود غم افزا؛ آه
از تو جدا بگویم ای مه حدیث خود با ماه
تک درختی تیره بختم
که در سکوت صحرا
فریاد من
شکسته در گلویم
تک درختی بی پناهم
که دشت آرزوها
گردید آخر
مزار آرزویم