تبليغاتX
کوله باری از ترانه

 

دانلود کنید آلبوم «آلونک» رو با آهنگسازی و صدای  زنده یاد «منوچهر طاهرزاده» و تنظیم «فرشاد رستمی»:

 

آلونک

بیا منو باور کن

پرچین (نجابت)

شهر خواب

قصه گوی شب یلدا

عروس خواب

کوچه ی میعاد

مادر

 

لازم به ذکره که اشعار این آلبوم مشترکا توسط کیومرث حیدری - محمدرضا فتاحی - منوچهرناصحی - شهرام وفایی و شهین پیرارشاد سروده شده.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:0 توسط محمود مغانلو |

 

     حدود ده سال پیش ، ترانه ی زیبایی از رادیو و تلویزیون - به ویژه رادیو - پخش می شد که انصافا ترانه ی خوش ساخت و زیبایی بود.اسم ترانه سرا و آهنگساز این اثر رو نمی دونم ولی می دونم که توسط دو خواننده و در دو اجرای مستقل ، خونده شده؛ابتدا توسط «مهدی بهزادپور» و بعدها توسط «بهرام حصیری».والبته من همیشه اجرای «مهدی بهزادپور» رو بیشتر می پسندیدم.

     خلاصه ، سالهاس که دیگه این ترانه رو نشنیدم و اثری هم از این ترانه تو هیچ جا ندیدم.اما شاید بخت با من یار بوده که تونستم متن شعرشو از اون دوره تا حالا پیش خودم نگه داشته باشم:

دل من ، هم چو نیلوفر به موج خون نشسته

ببین آئینه ی روحم زسنگ غم شکسته

تو ای همزاد رویایی ، مگو از رنج تنهایی

مرا با خود رها کن در دل شب های یلدایی

من و این کوه درد و غربت و آزرده جانی ها

سرشک حسرت و کنج غم و بی همزبانی ها

من آن شمع سحرگاهم که دارم عمر کوتاهی

مگو با من ، مگو با من ؛ چرا هر لحظه می کاهی

چون بلبلی بی آشیان ، آواره از بستان شدم

دور ازوطن ، از سوز دل مانند نی نالان شدم

تا من جدا ای آسمان از جمع سرمستان شدم

چون زورقی بی بادبان ، سرگشته در طوفان شدم

من آن شمع سحرگاهم که دارم عمر کوتاهی

مگو با من ، مگو با من ؛ چرا هر لحظه می کاهی

خوانم به شوری عاشقانه ، هر روز نامت با ترانه

سرسبز مان ایران زیبا ، ای راز عشق جاودانه

روزی به شوقت چون کبوتر، پر می کشم از آشیانه

با من بگو بازآ پرستو ، تا پرکشم آیم به خانه

من آن شمع سحرگاهم که دارم عمر کوتاهی

مگو با من ، مگو با من ؛ چرا هر لحظه می کاهی

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:0 توسط محمود مغانلو |

   

 

تصنیف:صبح سعادت(نوبت وصل و لقاست)

آهنگساز:محمد رضا موید محسنی

شاعر:مولانا

خواننده: مهدی بهزاد پور(بهزاد)

 

 

 

نوبت وصل و لقاست، نوبت حشر و بقاست

نوبت لطف و عطاست ، بهر صفا در صفاست

درج عطا شد پدید ، غره ی دریا رسید

صبح سعادت دمید ، صبح چه نور خداست

صورت و تصویرچیست ،این شه و این میر کیست

این خرد پیر کیست ، این همه رو پوش هاست

چاره ی رو پوش ها ، هست چنین جوش ها

چشمه ی این نوش ها ، در سر و چشم شماست

 

هر نفس آواز عشق ، می رسد از چپ و راست

ما به فلک می رویم ، عزم تماشا که راست

ما به فلک بوده ایم ، یارملک بوده ایم

باز هم آنجا رویم ،جمله چو آن شهر ماست

خود زفلک برتریم ، وز ملک افزون تریم

زین دو چرا نگذریم ، منزل ما کبریاست

 

 

     یه توضیح : چن ماه پیش ، این تصنیف رو یکی از خوانندگان وبلاگ به اسم «امید» در خواست کرده بود ولی من اون موقع این تصنیف رو نداشتم. چن وقت پیش موفق شدم این تصنیف رواز رادیو ضبط کنم و امروزهم واسه دانلود تو وبلاگ قرار می دم.باتوجه به اینکه نسخه ی اصلی این تصنیف در دسترس نیست و به صورت کاست منتشر نشده فکر می کنم این نسخه ی نه چندان با کیفیت بتونه جای خالی شو پرکنه.

     توضیح دیگه اینکه:من ، قبلا فکر می کردم که بیت اول این تصنیف از«مولانا» نیس یا توسط سازندگان تصنیف ، دست کاری شده. اما بعدها که به دیوان غزلیات «مولانا» رجوع کردم. متوجه شدم که این تصنیف از ترکیب دو غزل مولانا به وجود اومده. یعنی چهار بیت اول از یه غزل و سه بیت بعدی از یه غزل دیگه س.البته چون هردو غزل تو یه وزن سروده شدن مشکلی تواجرای تصنیف به وجود نیومده و اتفاقا خیلی هم خوب جواب داده.

 

دانلود کنید

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 12:7 توسط محمود مغانلو |