ترانه : حس غريب
آهنگساز : ؟
ترانه سرا : افشين يداللهي
خواننده : علي لهراسبي
تو همون حس غريبي كه هميشه با مني
تو بهونه ي هر عاشق ، واسه زنده بودني
تو اميد انتظاري تو دلاي نااميد
مث ديدن ستاره ، تو شباب نا پديد
چه غريبونه گذشتن ، جمعه هاي سوت و كور
هنوز اما نرسيدي اي تجلي ظهور
با توام باتو كه گفتي ، تكيه گاه عاشقايي
مي دونم يه دنيا نوري ، ساده اي بي انتهايي
مث لالايي بارون ، تو كوير بي صدايي
تو خود عشقي مي دونم ، ناجي فاصله هايي
عمريه دلم گرفته ، گله دارم ازجدايي
غايب هميشه حاضر ، تو كجايي تو كجايي
حرف من حرف خودم نيس ، حرف خاكه ، حرف ريشه س
حرف ديروز نديده ، حرف فردا و هميشه س
صحبت سكوت سرد آدماي تو خوابه
حرف اين صورتكا نيس ، حرف اون ور نقابه
حرف ترديد يه نسله ، ميون رفتن و موندن
بين خوابيدن تا ظهر ، تا دم سحر پريدن
يكي بايد بگه آخر ، من وتو كجاي كاريم
وسط يه راه روشن ، يا هنوزم توي غاريم
يكي بايد بگه آخر ، چرا رنگ ما پريده
چرا با اين همه عينك ، هيچ كسي مارو نديده
تو بگو اگر كه حرفام ، واسه تو شنيدني نيس
من امروزو نمي گم ، تا نگي خوابت پريده
هر كي رو ديواره گوشش ، آخرين حرفو شنيده
دلم گرفت
ترانه : دلم گرفت
آهنگساز : بابك بيات
ترانه سرا : اهورا ايمان
خواننده : حميد حامي
دلم گرفت اي هم نفس
پرم شكست تو اين قفس
تو اين غبار ، تو اين سكوت
چه بي صدا ، نفس نفس
از اين نامهربوني ها
دارم از غصه مي ميرم
رفيق روز تنهايي
يه روز دستاتو مي گيرم
تو اين شب گريه مي توني
پناه هق هقم باشي
تو اي همزاد هم خونه
چي مي شه عاشقم باشي
دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما
دو هم نفس ، دو هم زبون ، دو هم سفر، دو هم صدا
تو اي پايان تنهايي ، پناه آخر من باش
تو اين شب مرگي پاييز ، بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات ، شبم روشن ترين باشه
مي خوام آيينه ي خونه ، با چشمات هم نشين باشه
سالهاس كه نوعي موسيقي ، موسوم به «رپ» تو كشورمون باب شده و از اون جا كه توليدات مربوط به اين نوع موسيقي ، بدون مجوز حكومتي به دست مردم مي رسه بهش «موسیقي زيرزميني» يا «رپ زيرزميني» هم گفته مي شه. من ، به شخصه به گونه هاي مختلف موسيقي احترام مي ذارم . با اين وجود ، به نظرم رسيد كه نكاتي در مورد اين نوع موسيقي بنويسم:
موسيقي «رپ» ، جلوتر از اون كه ، نوعي موسيقي باشه نوعي «رقص» بوده يا بهتره بگم از نوعي رقص نشات گرفته ؛ رقصي كه ظاهرا ريشه در قبايل آفريقايي داره و شايد به همين خاطرم هس كه ما تو آثار «رپ» توليد شده تو كشورمون ، بيشتر از اون كه شاهد موسيقي يا كلام باشيم شاهد رقص يا «نمايش بدن» هستيم( البته اين موضوع ، منحصر به موسيقي رپ نيست و متاسفانه بخش اعظمي از موسيقي پاپ و حتي سنتي مون ! هم سالهاس كه به اين بيماري مبتلا شدن). از نكات ديگه اي كه مي شه در مورد اين موسيقي گفت اينه كه ميانگين سني «رپر» هاي ما خيلي پايينه و تعداد قابل توجهي از اين افراد ، در سنين ابتداي جووني و حتي نوجووني ! به سر مي برن.مسلمه كه شخصي با اين سن و سال و طبيعتا با اطلاعات موسيقيايي و هنري ضعيف ، آثاري از اين دست توليد كنه. جالب اينكه ؛ حتي اسمي كه اين افراد به عنوان اسم هنري يا مستعار خودشون انتخاب مي كنن اغلب كلماتي نامانوس ، زشت و حتي نامفهومه و با فرهنگ ما سنخيتي نداره: هيچ كس ، تهي ، ارسين ، ابليس ، تتلو ، آرجس ، ميفر ، زئو ، اسلش ، فشي ، سجال ، نرگال و...
جالب تراينكه ، اكثريت قريب به اتفاق خواننده هاي رپ ، از دستگاههاي مختلف الكترونيكي براي ويرايش و پالايش صداشون ، استفاده مي كنن. به طوري كه مي شه گفت صداي توليد شده ، اصلا صداي خواننده نيس . بلكه صداي دستگاهه! (اين موضوع هم فقط به موسيقي رپ منحصر نمي شه و تو موسيقي پاپ هم مصداق داره) و حتي آهنگ هاشونم اغلب با سازهاي الكترونكي ساخته مي شه نه با سازهاي زنده.
نكته ي ديگه اينكه بخش اعظمي ازاين آهنگ ها رو كل كل كردن رپرها باهم و حتي بد و بيراه گفتن به هم ديگه تشكيل داده!
به اعتقاد من ، ما زماني مي تونيم شاهد «موسيقي رپ قوي و با اصالت» ، باشيم كه «رپر» هايي با سواد و معلومات هنري بالا داشته باشيم. يعني در درجه ي اول ، توليدكنندگان اين نوع موسيقي ، مي بايست به فرهنگ و هنر « ايران زمين » ، تسلط نسبي داشته باشن . و در درجه ي دوم ، به موسيقي «سنتي» و «پاپ» اصيل كشورمون هم احاطه ي كافي داشته باشن. و در درجه ي سوم ، از كلام قوي براي بيان احساساتشون استفاده كنن.اگرچه كلامي كه تو موسيقي رپ به كارگرفته مي شه رو نمي شه شعر به حساب آورد و خود «رپر» ها با اسم «تكست» ازش ياد مي كنن . استفاده از كلمات ضعيف و حتي مبتذل!(از جمله آلات جنسي زن و مرد) و بيان احساسات زودگذز و لذت هاي جنسي ، شايد براي قشري از جامعه ( نسل جوان) خوشايند و قابل پذيرش باشد (آن هم فقط يراي مدت محدودي) اما مسلما براي قشر زيادي از جامعه ، ناخوشايند و حتي تنفرآميز خواهد بود و طبيعتا اون قسمت ازنسل جوان هم كه اين نوع موسيقي رو مي پسندند به تدريج و با افزوده شدن سن ، به مخالفان اين نوع موسيقي ، خواهند پيوست. در صورتي كه تجربه نشون داده كه موسيقي موندگار ، موسيقي همه ي اقشار جامعه س . يعني اون نوع موسيقي كه قابل پذيرش همه ي اقشار مردم ( جوان ، ميانسال و مسن ) باشه . اگه به حافظه ي موسيقيايي كشورمون مراجعه كنيم مي بينيم كه ترانه هاي موندگار كشورمون كه سال هاي زيادي از توليدشون مي گذره توسط پير وجوان زمزمه مي شه و اين نشون مي ده كه اين ترنه ها تونستن با همه ي اشار جامعه ارتباط برقرار كنن.
من به شخصه ، مدت هاس كه در كنار موسيقي «سنتي» و «پاپ» ، موسيقي «رپ» رو هم پي گيري مي كنم ولي از بين آثاري كه تا حالا شنيدم حتي به تعداد انگشتان يه دست ! آثار قوي و با اصالت پيدا نكردم. با اين وجود اعتقاد دارم كه رگه هايي از «رپ اصيل» رو مي شه تو آثار «محسن نامجو» ديد. حتي اگه آثار اين خواننده ، تو حوزه ي «موسيقي رپ» نگنجه.
براي جمع بندي بايد بگم «رپر» ها براي موندگار شدن ، هرچه زودتر بايد فكري به حال خودشون و موسيقي شون بكنن وگرنه جز «شكست» و «فراموشي» ، چيزي عايدشون نمي شه. «رپر» ها مطمئن باشن ، اگر آثاري قوي و با معيارهاي علمي و هنري ، توليد كنن مورد پذيرش همه ي اقشار جامعه قرار خواهند گرفت و دور از دسترس نيست كه دستگاه هاي حكومتي هم به تدريج و با مستحكم تر شدن پايه هاي «موسيقي رپ» نسبت به اين موسيقي ، نرمش نشون بدن و اين نوع موسيقي هم به گونه هاي رسمي موسيقي كشورمون افزوده بشه . فراموش نكنيم كه در سال هايي نه چندان دور ، «موسيقي پاپ» هم از محدوديت هايي شبيه به محدوديت هاي فعلي «موسيقي رپ» رنج مي برد.
خاك
با هرنگاه
بر آسمان اين خاك
هزار بوسه مي زنم
نفسم را
از رود سپيد و آسمان خزر
و خليج هميشگي فارس ، مي گيرم
من ، نگاهم
از تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي
نور مي گيرد
من ، عشقم را
در كوه گواتر ، در سرخس و خرمشهر
به زبان مادري
فرياد خواهم زد
تفنگم در دست و سرودم بر لب
همه ي ايران را مي بوسم
من ، خورشيد هزار پاره ي عشق را
برخاك وطن مي آويزم
اي وارثان پاكي
من ، آخرين نگاهم
بر آسمان آبي اين خاك
و خليج هميشگي فارس
خواهد بود
خاك با صداي « سيامك علي قلي»
خاك با صداي « ابي »
خاک با صدای «مهدی مقدریان»
يكي از اين «شبه ترانه» ها ، ترانه اي بود به اسم «تاتو برگردي» كه توسط «پرويز طاهري» اجرا شده بود. يادم مياد كه اين ترانه ، يه مدتي سرزبونا افتاده بود و انصافا ملودي زيبايي داشت. البته من چه اون زمون وچه حالا ، اعتقاد داشتم كه آثار « پرويز طاهري » ، كارهاي ضعيف و كم ارزشي ين ولي انصاف حكم مي كنه كه اين ترانه رو استثنا كنم.
بخشي از اين ترانه ، كه به خاطرم هس اينه:
پشت اين درهاي بسته
يه نفر تنها نشسته
مي خونه غمگين و خسته
تا تو برگردي...

روشن از روی تو آفاق جهان می بینم
عالم از جاذبه ات در هیجان می بینم
شورش بلبل و جانبازی پروانه و شمع
همه از عشق تو ای مونس جان می بینم
بی نشانی تو و حیرانم از این راز که من
هرکجا می نگرم از تو نشان می بینم
لاله از شعله ی عشق تو بود سوخته دل
وز غمت مرغ چمن را به فغان می بینم
نور روی تو نه تنها به دل سینا تافت
که من این نور ، ز هر ذره عیان می بینم
«بیژن خاوری» رو با این سرود شناختم. اسم سرود ، «بی نشان» بود و شاعرش ، «محمد حسین بهجتی» متخلص به «شفق».بعد از این سرود ، فکر می کنم «بیژن خاوری» سه چهار سالی سرودی اجرا نکرد. تا اینکه یه دفه تو ایام نوروز دو تا کار ، همزمان از این خواننده از صدا و سیما پخش شد. شعر یکی از این سرودها ازخاطرم رفته ولی اون یکی ، شعرش این بود:
بهار آمد و شمشادها جوان شده اند
پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند
دوباره پنجره ها بال عشق وا کردند
دوباره آینه ها با تو مهربان شده اند
شکوفه های جوان روی شاخه های کهن
دوباره چتر گشودند و سایه بان شده اند
بهار آمد و آلاله های روشن دشت
چراغ خلوت شب های عاشقان شده اند
شکوفه های غزلخوان دوباره می خندند
که میزبان قدم های ارغوان شده اند
«خاوری» یکی از روزای عید نوروز، تو یه مصاحبه ی تلویزیونی گفت که برای این سرود ، فقط چهار پنج ساعت ! تمرین کرده و سرود ، در عرض دو سه روز ساخته شده.
بعدها سرود زیبای دیگه ای از این خواننده از رادیو پخش شد با شعری از «مولانا»:
امروز ، روز شادی و امسال ، سال گل
نیکوست حال ما که نکو باد حال گل
گل را مدد رسید زگلزار روی دوست
تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل
مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ
از کر وفر و رونق ولطف و کمال گل
جامه دران رسیده گل از بهر داد ما
زآن می دریم جامه به بوی وصال گل
گل آن جهانیست نگنجد در این جهان
در عالم خیال چه گنجد خیال گل
گل کیست؟ قاصدی است ز بستان عقل و جان
گل چیست رقعه ای است زجاه و جمال گل
گیریم دامن گل و همراه گل شویم
رقصان همی رویم به اصل و نهال گل
یکی دیگه از سرودهای این خواننده ، «امید پنهان» بود که بند ترجیعش این بود:
رسیده بر لبم جان
بیا امید پنهان
بیا که شب نپاید
سحر زدر درآید
«بیژن خاوری» ، یکی از شعرهای زنده یاد «فریدون مشیری» رو هم اجرا کرده بود که انصافا آهنگ زیبایی بود:
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک...
این آهنگ ، اسمش «عطر نرگس» بود و تو این قسمت به اوج می رسید:
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
«خاوری» ، سرودهای دیگه ای هم اجرا کرد که استقبالی ازشون نشد. یا اگر هم شد مقطعی بود. مثل این سرود:
دوستان ، در جشن خوب شاخه های سبز و شاد
هم چو گل های بهاری ، رویتان پرخنده باد
که «بیژن خاوری» ، «پرویز طاهری» و«حسن همایونفال» مشترکا اجرا کرده بودن.یادم می آد صدا و سیما خودشو کشته بود از بس که تو ایام نوروز این سرودو پخش می کرد.
«خاوری» یه آلبوم هم بیرون داد که اسمش تو خاطرم نیس و بعید می دونم که استقبال خوبی ازش شده باشه. البته چون ترانه ی معروف «دریا» تو این آلبوم بود شایدم فروش خوبی کرده باشه - متن این ترانه ولینک دانلودشو تویکی از پستای قبلی گذاشتم - این آهنگو من تعمدا ترانه خطاب می کنم. هرچند که آثار تولید شده اون زمان ، اکثریت قریب به اتفاقشون سرود بودن نه ترانه.
من فکر می کنم علاوه بر ترانه ی «دریا» که به حق ، زیباترین اثر «بیژن خاوری» بود و هس چن تا از سرودهاشم آثار با ارزشی ین. امیدوارم روزی برسه که این آثار، از آرشیو صدا و سیما بیرون بیاد و به دست مردم برسه. مخصوصا اون دسته از آثارش که هنوز تبدیل به آلبوم نشدن.