تبليغاتX
کوله باری از ترانه

 

 

 

غمت در نهانخانه ي دل نشيند

به نازي كه ليلي به محمل نشيند

مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي

زبامي كه برخاست مشكل نشيند

خلد چون به پا خاري آسان برآرم

چه سازم به خاري كه بر دل نشيند

به دنبال محمل سبكتر قدم زن

مبادا غباري به محمل نشيند

به دنبال محمل چنان زار گريم

كه از گريه ام ناقه در گل نشيند

بنازم به بزم محبت كه آنجا

گدايي به شاهي مقابل نشيند

خوشا كارواني كه شب ، راه ، طي كرد

دم صبح اول به منزل نشيند

     بي شك موسيقي سنتي ايران ، از موسيقي نواحي مختلف كشورمون ، تاثير پذيري نسبتا زيادي داشته و تو اين ميون ، شايد سهم موسيقي « خراسان » بيشتر از مناطق ديگه باشه.

     يكي از ملودي هاي زيبا و دلنشين جنوب خراسان ، كه شايد بيشتر ازهر ملودي ديگه ي اين منطقه ، تو موسيقي ما انعكاس داشته ، ملودي قديمي و آشناي « نوايي نوايي» كه بارها و بارها توسط گروه هاي موسيقيايي و خوانندگان مختلف ، باز سازي شده.

     تا اونجا كه اطلاع دارم معروف ترين اجراهاي محلي اين ترانه ، توسط شخصي به اسم «عثمان خداپرست» انجام شده ولي اينكه چه كسي اولين بار اين ترانه رو ساخته و زمزمه كرده شايد هنوزم واسه همه سئوال باشه.

     بيت اصلي يا ترجيع ملودي ، به سه صورت نقل شده:

نوايي نوايي نوايي نوايي

جواني بگذرد تو قدرش نداني

و

نوايي نوايي نوايي نوايي

همه باوفايند تو گل بي وفايي

و

نوايي نوايي نوايي نوايي

الهي نماند نشان از جدايي

     به نظر مي رسه كه شعر اين ملودي قديمي ، قبلا چيز ديگه اي بوده و بعدها ، از شعر « طبيب اصفهاني » ، استفاده شده . در هر صورت ، اين ترانه ديگه به بخشي جدانشدني از موسيقي ملي ما تبديل شده و هيچ وقت از حافظه ي موسيقيايي ما پاك نخواهد شد.

     تو اين پست قصد دارم اجراهاي مختلف اين ترانه رو معرفی کنم كه اميدوارم بپسنديد.البته فكر مي كنم اجراهاي ديگه اي هم وجود داشته باشه كه من ازاونا بي خبر باشم. اگه خوانندگان عزيز ، اطلاعات كامل تري داشته باشن ، خوشحال مي شم كه از طريق لينك نظرات در اختيار من و خوانندگان محترم وبلاگ بذارن.

     نكته ي جالب در مورد اجراهايي كه تو اين پست گذاشتم اين كه ؛ آهنگسازي دو تا از اين اجراها ، توسط يك نفر انجام شده.يعني جناب « كامبيز روشن روان» اين ملودي رو هم براي « بيژن بيژني » و هم براي « محمد اصفهاني» ، آهنگسازي كرده .

     نكته ي دگه اينكه : يكي از اين اجراها توسط يكي از چهره هاي مطرح موسيقي پاپ! يعني «شادمهر عقيلي» انجام شده و اين نشون دهنده ي محبوبيت اين ملودي محلي يه.اگه روزي اين ملودي ، به خارج از مرزهاي كشورمون ! هم سرايت كرد، اصلا تعجب نكنين.

نوايي نوايي – با اجراي محلي جنوب خراسان

نوايي نوايي (نهانخانه ي راز) – با صداي «بيژن بيژني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»

نوايي نوايي – با صداي «محمد اصفهاني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»

نوايي نوايي – با آهنگسازي و صداي « شادمهرعقيلي»

نوايي نوايي – با صداي «جهان»

 نوایی نوایی - با صدای مهرداد کاظمی

نوایی نوایی - با صدای شکیلا

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:23 توسط محمود مغانلو |

 

 

 

سرشارم امشب از غزل ، سرشارم امشب

بيدارم امشب تا سحر ، بيدارم امشب

اشك است و لبخند و گل و آيينه بازي

پرواز آهي ، نغمه اي ، راز و نيازي

امشب گرفته گريه ها دست دلم را

دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را

ذوق شكفتن در دلم سر مي كشد باز

مرغ اميدم در افق پر مي كشد باز

در كوچه ي نور و صدا ره مي سپارم

امشب اگر مر گم رسد حرفي ندارم

امشب گرفته گريه ها دست دلم را

دريا كمك كن تا بيابم ساحلم را

     درباره ي «عباس بهادري» قبلا يه پست نوشتم.تواين پست قصد دارم در مورد آلبوم ها و هم چنين ترانه ها و سرودهاي فراموش شده ي اين خواننده بنويسم.ترجيح مي دم اول در مورد ترانه و سرودهاي راديويي ش بنويسم:

     همون طور كه قبلا هم گفتم «عباس بهادري» ، با سرودهاي «نوروز 72» ش ، به جامعه ي موسيقي ايران معرفي شد.معروف ترين اين سرودها ، سرود «گل مي رويد...» بود كه متنش اينه:

گل مي رويد به باغ ، گل مي رويد

با شبنم صبح گاه ، رخ مي شويد

گل ، جلوه اي از جمال جانانه ي ماست

بلبل به ترانه وصف او مي گويد

ابر آمد و بر سر چمن ، گوهر ريخت

از ژاله به جان لاله ها ، اخگر ريخت

اين قاصد كوي دوست ، اين ابر بهار

بر ساغر جان عاشقان ، باور ريخت

     از ديگر سرودهاي اين خواننده كه تو همون برنامه ي «نوروز72» براي اولين بار پخش شدسرودي بود كه بيت ترجيعش اين بود:

برخيز ، برخيز ، هنگام كار است

چشم مه و مهر ، در انتظار است

     سرود ديگه اي هم تو اين برنامه پخش مي شد كه دو بيت اولش اين بود:

اي دل ببين كرامت باران را

دشتي پر از شقايق و ريحان را

از انجماد خاك نخواهي رست

تا غافلي حضور بهاران را

     «بهادري» بعد از برنامه ي «نوروز 72» هم همكاري خودشو با صدا وسيما ادامه داد و كارهاي ديگه اي هم اجرا كرد.به اعتقاد من تعدادي از كارهاي اين خواننده رو مي بايست ترانه به حساب آورد باوجودي كه تو اون مقطع زماني و تو اون محدوديت ها توليد شدن.ازجمله همون ترانه اي كه متنشو اول پست خوندين كه اسمش « ذوق شكفتن» ه . البته اين ترانه تو آلبوم «رقص گل ها» منشر شدولي بعد از اون ، به دفعات از راديو پخش شد.از اجراهاي ديگه اين خواننده كه مي شه بهش ترانه اطلاق كرد، اين ترانه بود:

بهار آمد با عطر گل راز

زند بلبل گل نغمه ي آواز

بيا كه روشن شده لاله به صحرا

به باغ و سبزه ، چه نقشي زده باران

كه اكنون شده عاشق دل شيدا

     سرود ديگه اي كه تو ايام نوروز اون سال ها ، مرتب از راديو پخش مي شد و با اندكي تسامح ، مي تونيم بگيم ترانه س:

بهار من ، بهار من

بهار برگ و بار من

شكوفه هاي مهر تو

شكوه شاخسار من...

غريق شادي و غمم

چه مبهمم ، چه مبهمم

كوير تشنه ي نمم

زلال جويبار من

     يكي ديگه از سرودهاي اين خواننده ، « چشم هاي منتظر» بود كه قسمتي از شعرش اين بود:

آه اي همسايه با خورشيد

آي اي هم خانه با مهتاب

اشتياق و خلوت شب زنده داران را

با نوازش هاي دست خويشتن درياب

     يكي از سرودهاي ديگه ي اين خواننده  ، كه  مثل  سرود قبلي در مورد « امام زمان(ع) » بود روي شعري از زنده ياد « سلمان هراتي» اجرا شده بود:

ما بي تو تا دنياست ، دنيايي نداريم

چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم

اي سايه سار ظهر گرم بي ترحم

جز سايه ي دستان تو جايي نداريم

تو آبروي خاكي و حيثيت آب

دريا تويي ، ما جز تو دريايي نداريم

خورشيد ، چشم توست ؛ چشمان تو خورشيد

تا نشكفد چشم تو فردايي نداريم

وقتي عطش مي بارد از ابر سترون

جز نام آبي تو آوايي نداريم

شمشيرها را گو ببارند از سر بغض

از عشق ، ما جز اين تمنايي نداريم

     حالا بهتره سري هم به آلبوم هاي اين خواننده ، بزنيم .تا اونجايي كه من ، اطلاع دارم «بهادري» دو تا آلبوم منتشر كرده به اسامي «رقص گل ها» و «گل باران».متاسفانه من از اين دو آلبوم ، فقط دومي رو داريم و سعي مي كنم در آينده اي نزديك ، همه يا تعدادي از ترانه هاي اين آلبوم رو واسه دانلود بذارم. البته بخشي از اشعار آلبوم اول هم هنوز تو خاطرم هس كه براتون مي نويسم:

     يكي از اين ترانه ها ، «ذوق شكفتن» بود كه متن شو اول پست خونديد.سرود ديگه اي هم تو اين آلبوم بود كه چن بيتش اينه:

كسي صداي مرا ، شنيده آيا

نشسته قايق من ، به گل خدايا

اسير بند تنم ، فسرده شد چمنم

نظر گشاده منم به بي كران ها

مگر تو چاره كني ، نظر دوباره كني

مرا نظاره كني ، ارآسمان ها

     سرود ديگه ي اين آلبوم ، سرود «رقص گل ها» بود كه آلبوم هم به اسم همين سرود ، نام گذاري شده بود:

زيباست در باران ، تازه شدن ها

رقص گل ها در آغوش چمن ها

مي رسد پيغام آسماني

زندگاني زيباست ، زندگاني...

     اينم بايد بگم كه تمام اشعار اين آلبوم رو « ساعد باقري » سروده بود.

     در مورد آلبوم «گل باران» هم ايشاللا بعدا مي نويسم . فقط اين نكته رو بگم كه ترانه سرايي و آهنگسازي اين مجموعه رو «اكبر آزاد» انجام داده. متن يكي از ترانه هاي اين آلبوم رو هم واسه تون مي نويسم؛ ترانه ي «تنهاتر از بيابان» .

انسان ، هميشه مغرور

سركش چو موج درياست

جانش پرازستاره

اما هميشه تنهاست

اين عالم غربي ست

انسان ، بدون انسان

پرهياهو وليكن

تنهاتر از بيابان

دنبال هم صدايي

همواره جستجوگر

اين كوه پرزهيبت

از غم تكيده ديگر

ناليده در شب و روز

با قصه ي جدايي

مي سوزد از غم عشق

با ياد آشنايي

جان و دلش اگرچه

رنجي خموش دارد

اما ردايي از عشق

انسان به دوش دارد

دنبال هم صدايي

همواره جستجوگر

اين كوه پرزهيبت

از غم تكيده ديگر

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:20 توسط محمود مغانلو |