
انسان فرشته
به جستجوی تو از شب ، گذشته آمده ام
هزار بادیه را در نوشته آمده ام
قدم قدم همه نام تو را به ناخن و خون
به ساقه های درختان نوشته آمده ام
به پویه ی بر و بوم همیشه آبادت
زهفت خان خرابه گذشته آمده ام
هزار وادی را دره دره رد شده ام
هزار بادیه را پشته پشته آمده ام
ملول دیو و ددم با چراغ دل در کف
به جستجوی تو انسان فرشته آمده ام
(حسین منزوی)
باغ
می زند باد سحر در تنه ی گردو سوت
می پرد غوک در آب از لب تن پوشه ی حوض
پای در گوش شب آورده سحرگاه و هنوز
گربه ی پیر کمین می کشد از گوشه ی حوض
باغ از همهمه ی زنجره ها لبریز است
قصه ای روی لب طاق نما افسرده
زیر ایوان ، سرمیخ کج درگاه ، هنوز
قفس آویخته اما چه ، قناری مرده
دیگر از ارسی صد شیشه نمی تابد نور
ناله ای سوخته روی لب خاموش چراغ
ریخته پولک ماهی ، کف پاشویه ی خیس
گربه ای خفته کنار در مخروبه ی باغ
باغ گویا که ندارد غم ویرانی خویش
خنده ی جغد گره خورده سر شاخه ی بید
چه کنم گر نکشم رخت از این خانه برون
دل به باغی چه سپارم که بدان نیست امید
(نوذر پرنگ)
تفنگ دسته نقره
می گن اسبو رفیق روز جنگه
مو می گویم از اون بهتر تفنگه
سوار بی تفنگ قدرت نداره
سوار وقتی تفنگ داره سواره
تفنگ دسته نقره م رو فروختم
برا یارم قبای ترمه دوختم
فرستادم برایش پس فرستاد
تفنگ دسته نقره م ؛ داد و بیداد
(نوذر پرنگ)
خیابان
در خیابانی که از بوی تو سرشار است
می روم وز یاد تو ذهنم گرانبار است
من خموشم لیک باد ظهر تابستان
با درختان اقاقی ، گرم گفتار است
کوچه ای است اینجا کز ما در همه سویش
صورت فریادی از یاری پدیدار است
این همان کوچه است می پیچم در آن هرچند
تو نباشی راه رفتن نیز دشوار است
چارچوب هر دری اینجا به چشم من
قاب تصویری از آن روی پری وار است
سایه ای در انتظار سایه ای دیگر
چشم در راه بلوغ ظهر دیدار است
در چنین راهی هم من ، هم تو ؛ همسایه
چون تو اینجا نیستی خورشید بیمار است
(حسین منزوی)
دنیاها و فاصله ها
من خسته ام
من در کنار پنجره تنها نشسته ام
و با تمام خویش می اندیشم
به هرچیز(هرچه هست)
انسان و سنگ ، گربه ، یک بوته خار و...
دنیای مبهمی است
دنیای گنگ ، تیره ، مرموز ، ناشناس
«دنیا» کنار پنجره تنها نشسته است
در کوچه عابری می خواند آوازی غمناک ، زیر لب
غمناک تر زباد
غمناک تر زشب
من میخک سپید قشنگم را
با آب پاش کوچک خود آب می دهم
من سهره ظریف زرنگم را
هرصبح و شام ، دانه ی شاداب می دهم
اما حقیقتی است که من نیز بیگانه ام
با آن دو یار خویش ، دو دنیا
با آن سکوت میخک زیبا
با آن سرود مرغک تنها
من ، گاهی به میز خویش می اندیشم
گاهی به قاب روی بخاری ، به تنگ آب
و با تمام خویش برآنم که :
روز و شب اینان ، مرا نهفته برانداز می کنند
گاهی که نیستم من و کس نیست در اطاق آواز می کنند
چون مرغ ، پرگشوده و پرواز می کنند.
اما... ما چشم های مان کور است و گوش ، کر
آری به هر کنار، صدها هزار دنیا ، در گردش است و ما زآن جمله بی خبر!
من خسته ام
من در کنار پنجره تنها نشسته ام.
دنیا کنار پنجره تنها نشسته است!
(نوذر پرنگ)
سرنوشت
یه شب از نیمه شب های زمستون
دو تا مرغ سفید اومد تو ایوون
دو تا مرغ سفید تازه پرواز
دو تا مرغ ندیده جور گردون
سحر مرغی اومد تنها و خسته
نشست و ناله کرد رو شاخ پسته
نمی دونم نمی دونم خدایا
چرا مرغ غریب ، تنها نشسته
شب پاییز و لای لای بارون
شکوفه ریخته از شاخسارون
نه مرغی اومده رو شاخ پسته
نه مرغی پرزده از طاق ایوون
(نوذر پرنگ)
قصه
بارون می آد تو ناودون
نسیم می آد تو ایوون
پاشو درا رو پیش کن
هیزم بیار آتیش کن
دیشب چی چی می گفتی
چه قصه ای می گفتی
آره رسیدیم اونجا
که اون جوون زیبا
نگارشو سوار کرد
به ترک که شد فرار کرد
رفتن به کشور چین
شهرا رو بستن رو زین
بساط شادی چیدن
به دست هم رسیدن
آتیش به گرگر افتاد
بارون به شر شر افتاد
خان عمو خواب می بینه
که پادشاه چینه
(نوذر پرنگ)
غمناک
برف می آمد و ما می رفتیم
برف می آمد و ما می گفتیم
چه شب زیبایی
چه شب زیبایی بود
من و او دور شدیم از هم و شب
شب غمناکی بود
(نوذر پرنگ)
ترانه : هیش کی نیست
آهنگساز: ؟
ترانه سرا : ؟
خواننده : رامتین دلیران
آلبوم : کمی نوازشم کن
متن ترانه :
دست من همیشه خالی مشت من همیشه پوچه
همیشه قبیله ی من ناگزیر فصل کوچه
انتهای جاده ی عشق ابتدای خواستنامه
همییشه غم غریبی توی غربت صدامه
هیش کی نیست منو بفهمه
هیش کی نیست منو بدونه
از کنار خسته گی هام
هیش کی نیست نره بمونه
پای پرتاول و زخمی این روزا رفیق راهه
این روزا که سرنوشتم مثل چشم تو سیاهه
جاده ها با من رفیقن زخمای منو می فهمن
جاده ها سنگ صبورن من و حرفامو می فهمن
به همه بی اعتمادم خورشید و باور ندارم
حتی از خودم می ترسم من که از تو در فرارم
به تو نزدیکم و دورم آشنا ترین غریبه ام
دشنه خورده ی دروغم زخمی دست فریبم
هیش کی نیست منو بفهمه
هیش کی نیست منو بدونه
از کنار خسته گی هام
هیش کی نیست نره بمونه
دانلود کنید «هیش کی نیست» رو با صدای «رامتین دلیران»