تبليغاتX
کوله باری از ترانه

 

 « رضا یزدانی» کیه و از کجا پیداش شده نمی دونم . ولی بعد از چندین و چند دفعه گوش دادن به ترانه هاش می تونم بگم که این خواننده نمی تونه یهو و دیمی پیدا شده باشه.فعلا متن چن تا از ترانه های آلبوم «هیس» رو ، تو این پست می ذارم . ایشالله تو یه فرصت مناسب از این خواننده و ترانه هاش بیشتر ، براتون می نویسم.

 

آوازه خوان

 هی  چپ و راست می دی کنسرت

خوش به حالت ای آوازه خوان

عکست چاپ شده تو اینسرت

خوش به حالت ای آوازه خوان

اسمت همه جا پیچیده

خوش به حالت ای آوازه خوان

هرکسی کلیپتو دیده

خوش به حالت ای آوازه خوان

پولت از پارو بالا می ره

همش ازت امضا می گیرن

کشته مرده واست زیاده

دوس دارنت مردم ساده

 

اما بگو تو کی هستی

وقتی رو به آینه نشستی

یه آدم ساده یا یه نابغه

که آینه واسه  آینه  دقه

 

آخ اگه خودتو گم کنی

وای به حالت ای آوازه خوان

اگه پشت به مردم کنی

وای به حالت ای آوازه خوان

اگه فک کنی خوش صدایی

وای به حالت ای آوازه خوان

یا که بگی ازهمه جدایی

وای به حالت ای آوازه خوان

یهو می بینی صدات می گیره

ستاره ی شانست می میره

وقتی بدونن تو کی هستی

دیگه دکون صداتو بستی

 

اما بگو تو کی هستی

وقتی رو به آینه نشستی

یه آدم ساده یا یه نابغه

که آینه واسه  آینه  دقه

 

برج

دارن یه برجی می سازن

با ده هزرا تا پنجره

می گن که قد برجشون

از آسمون بلندتره

برای ساختنش هزار

هزار درختو سر زدن

پرنده های بی درخت

از این حوالی پرزدن

می گن که این برج بلند

باعث افتخار ماس

حیف که کسی نمی دونه

خونه ی افتخار کجاس

باعث افتخار تویی

دختر توی کارخونه

که چرخ زنده موندنو

دستای تو می چرخونه

باعث افتخار تویی

سوپور پیر ژنده پوش

نه این ستون سنگی

لال بدون چشم و گوش

 

ستون آسمونخراش

سایه تو ننداز رو سرم

تو شب بی ستاره هم

من از تو آفتابی ترم
یه روز می آد که آدما

تو رو به هم نشون بدن

به ارتفاعت لقب

پایه ی آسمون بدن

اما خودت خوب می دونی

پایه نداره آسمون

اون که زمینی نمی شه

با حرف پوچ این و اون

پس مثل طبل صدا نکن

نگو بلندترین منم

من واسه رسوا کردنت

حرف از درختا می زنم

درختای مرده هنوز

خواب پرنده می بینن

پرنده های بی درخت

رو سیمای برق می شینن

به قد وقامتت نناز

آهای بلند بی خبر

درختا باز قد می کشن

حتی تو سایه ی تبر

 

ستون آسمونخراش

سایه تو ننداز رو سرم

تو شب بی ستاره هم

من از تو آفتابی ترم

(شعر از : یغما گلرویی)

 

دنیای وارونه 

پدر بزرگ ، هفت سال پیش یادش نیس

تو زورخونه صدای فریادش نیس

شیرین قصه ، دیگه تلخ تلخه

این همه صخره یکی فرهادش نیس

هیش کی نگاشو به صدام ندوخته

یه شب پره تو شعله ها نسوخته

خفاشا دل سپرده ان به خورشید

ترانه ساز ، ترانه شو فروخته

 

دنیای وارونه رو باش

رودخونه ها تشنه شونه

قدرت پهلوونامون

به تیزی دشنه شونه

 

عصر فراموشی خاطراته

ترانه خون ، معجزه تو صداته

دنیای وارونه رو زیر و رو کن

این دل ویرون شده پا به پاته

ببین ببین ، ساعت قصه خوابه

کلاغ رو قله س ، ته چاه ، عقابه

برگ کتاب قصه مون ، سیاهه

عمر غزل ، اندازه ی حبابه

 

دنیای وارونه رو باش

رودخونه ها تشنه شونه

قدرت پهلوونامون

به تیزی دشنه شونه

 

وسوسه 

کبک بودیم کلاغ شدیم

خورشید بودیم چراغ شدیم

جنگل بی حصار بودیم

حالا یه دونه باغ شدیم

چشمامونو

بسته بودیم

به سفره ی بزرگ شهر

دست که به سفره رفت ولی

با یه ملاقه داغ شدم

گندمای مزرعه مون

خوشه های طلایی داشت

دستای ما تو دل خاک

نهال سادگی می کاشت

آب زلال چشمه مون

شیر ستاره بود ولی

قه ی چاه آب شهر

فکرا رو راحت نمی ذاشت

 

مش رمضون دیدی تو شهر

رو گرده ی ما زین زدن

دیدی که پهلوونا رو

با یه کلک زمین زدن

غول سیاه وسوسه

غیرت ما رو خورده بود

کباب چرب پایتخت

گوشت الاغ مرده بود

 

چشمه بودیم سراب شدیم

بره بودیم کباب شدیم

ستاره بودیم توی شب

اما یهو شهاب شدیم

تو غربت آهن و دود

کوه غرورمون شکست

تو پایتخت شب

سئوال بی جواب شدیم

دیدی چه ساده گم شدن

آرزوهامون توی باد

آخ چی می شد که نون ده

باز توی سفره مون بیاد

اما نه پای رفتن و

نه روی برگشتنی هس

زندگی مون همین شده

دلتنگی خیلی زیاد

 

مش رمضون دیدی تو شهر

رو گرده ی ما زین زدن

دیدی که پهلوونا رو

با یه کلک زمین زدن

غول سیاه وسوسه

غیرت ما رو خورده بود

کباب چرب پایتخت

گوشت الاغ مرده بود

 

کارتون 

چشماتو هم بذار رفیق

بیا تا بچه گی کنیم

بیا تو قصه های

 کارتونی زندگی کنیم

بیا شنل قرمزی رو

بدزدیم از پنجه ی گرگ

آخه تو کلبه ش هنوزم

منتظره مادر بزرگ

بیا تا مثل گالیور

پا بذاریم تو لی لی پوت

نذار مسافر کوچولو

گم بشه توی برهوت

نذار رابین هودو ته

کارتون ما اسیر کنن

 

دنیای کارتونا قشنگ

دنیای ما سیاه و زشت

کاش کسی زندگی مونو

شبیه کارتون می نوشت

 

بگو که تام سایر کجاس

بگو کجاس هاکل بری

 می خوام بازم سفرکنم

به قصه ی تام و جری

سند باد قصه آخرش

نگفت که مقصدش کجاس

هیش کی نفهمید گالیور

عاشق فلتیشیاس

ترنادو شیهه می کشه

زورو هنوز رو ترکشه

 می خواد رو دیوار ستم

 بکشه z  علامت

ببین که عمر غولای

 کارتونی خیلی کم شده

بیا تولد بگیریم

پینوکیو آدم شده

 

دنیای کارتونا قشنگ

دنیای ما سیاه و زشت

کاش کسی زندگی مونو

شبیه کارتون می نوشت

(شعر از: یغما گلرویی)

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 11:57 توسط محمود مغانلو |