ترانه : گل گلدون من
آهنگساز : ؟
ترانه سرا : فرهاد شیبانی
خواننده : سیمین غانم
![]()
گل گلدون من شکسته درباد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشه ی آسمون ، پر رنگین کمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سرزلف تو نگذره
من می رم گم می شم تو جنگل خواب
گل گلدون من، ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آّب
گل هر آرزو ، رفته از رنگ وبو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
آسمون آبی می شه اما گل خورشید رو شاخه های بید دلش می گیره
دره مهتابی می شه اما گل مهتاب از برکه های خواب بالا نمی ره
تو که دست تکون می دی به ستاره جون می دی میشکفه گل از گل باد
وقتی چشمات هم می آد دوستاره کم می آد می سوزه شقایق از داغ
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آ رزو، رفته از رنگ وبو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
ترانه : گل سرخ
آهنگساز:سراجیان
ترانه سرا:اسماعیل فرزانه
خواننده : احمد کربلایی
تو گل سرخی ، من یه برگ زردم
پرم از غصه ، همنشین دردم
دل من ، مونده در کویرحسرت
چه کنم بی تو در دیار غربت
چه کنم با این آه سرد وخسته
چه کنم با این شعر دل شکسته
ابرچشم من باز، میل گریه داره
تا به کی می تونه اشک غم بباره
من که دلم گرفته از این سکوت دلگیر
ازشب سرد بی ترانه
بیا بمون کنارم ، بیا بخون برایم
ترانه های عاشقانه
ترانه : سیب
آهنگساز: ؟
ترانه سرا : ؟
خواننده : سیمین غانم
من از اون آسمون آبی می خوام
من از اون شب های مهتابی می خوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بی تابی می خوام
من می خوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یه حباب بدم
سیبی از شاخه ی حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زاره دل من
مث یه دسته گل اقاقیا
دلم آواز می کنه بیا بیا
تو می ری پشت علف ها گم می شی
من می مونم و گل اقاقیا
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زاره دل من
ترانه : بی تو خاکسترم
آهنگساز: ؟
شاعر: م . آزاد
خواننده : بهرام حصیری
بی تو خاکسترم
بی تو ای دوست
بی تو تنها و خاموش
آخرین برگ این دفترم
بی تو در آسمان ، اخترانند
دیده گان شررخیز دیوان
بی تو نیلوفران ، آذرانند
بی تو این چشمه سار شب ، آرام
چشم گرینده ی آهوان است
بی تو این دشت سرشار
روح سرد خزان است
بی تو مهتاب تنهای دشتم
بی تو خورشید سرد غروبم
بی تو بی نام و بی سرگذشتم
بی تو این خانه ، تاریک و تنهاست
بی تو در سینه ، شور تمناست
خفته بر لب به یادت سخن هاست
ترانه : سفرنامه
آهنگساز:؟
ترانه سرا و خواننده : شهیارقنبری
روز پاییزی میلاد تو دریادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی خاطره ها نیز به یادت مانده است
نیزه بر باد نشسته است و سپر یادت نیست
یادم هست
یادت نیست
خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود
پس چرا گشت شبانه ، دربدر یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک! کاش نگویی که خبر یادت نیست
یادم هست
یادت نیست
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست؟
تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
تو به دلریختگان ، چشم نداری بیدل
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست
یادم هست
یادت نیست
ازدیگر خواننده هایی که تو دوران رکود موسیقی پاپ در داخل ایران ، موردتوجه قرارگرفتند به «عبدالحسین مختاباد» می تونیم اشاره کنیم . «عبدالحیسن مختاباد» با تصنیف «تمنای وصال» که براساس شعری از «شیخ بهایی» ساخته شده بود به شهرت رسید و بعدها با تصنیف «شبانگاهان» بیشتر مورد توجه قرارگرفت . به طوری که این دو تصنیف ، ورد زبان عام و خاص شد . بویژه تصنیف شبانگاهان که حتی به محافل مذهبی هم راه پیدا کرد و به سبک این تصنیف ، نوحه های بی شماری سروده شد. «مختاباد» ، فکر می کنم حدود دو سه سالی رو بورس بود و آلبوم هاش فروش قابل توجهی داشت ولی رفته رفته اون شهرت ومحبوبیت ناگهانی کمتر شد . به گونه ای که امروز فقط می تونیم بگیم که «مختاباد» از خواننده های سنتی خون ماست و چن تا تصنیف خاطره انگیز برای ما به یادگار گذاشته.
تو پست امروز، تصنیف های «تمنای وصال» و «شبانگاهان» رو واسه دانلود گذاشتم . در آینده ای نزدیک دیگر آثار این خواننده رو هم واسه دانلود خواهم گذاشت.
تصنیف : تمنای وصال
آهنگساز: ؟
شاعر: شیخ بهایی
خواننده : عبدالحسین مختاباد
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شودازهرمژه چون سیل روانه
خواهد بسراید غم هجران تو یا نه
ای تیرغمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
بلبل به چمن زآن گل گلزار نشان دید
پروانه درآتش شد و اسرار ، عیان دید
عارف ، صفت وصف تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا ، عکس رخ یار توان دید
دیوانه نیم من که روم خانه به خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هرجا که روم پرتو میخانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ، کعبه و بتخانه ، بهانه
تصنیف : شبانگاهان
آهنگساز: فریدون شهبازیان
شاعر: ساعد باقری
خواننده : عبدالحسین مختاباد
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوزآوازم
شرر ریزدبی امان به دل ساکنان فلک شعله ی سازم
دل شیدا حلقه را شکند تا برای تو راه سفر گیرد
و در یکدم ، گرم و شعله فشان ، تا به بام جهان ، بال و پر گیرد
خوشا ای دل ، بال و پر زدنت ، شعل ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم ، دیدگان تری ، جان پرشرری ، شعله ی آهی
بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از تو جام پی در پی
به داد دل ، ای قرار دلم ، نو بهار دلم ، می رسی پس کی
چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من
نه تنها از من قرار دل می رباید این شورشیدایی
جهانی را دیده ام یکسر غرق دریایی ناشکیبایی
بیا درجان مشتاقان ، گل افشان کن ، گل افشان کن
به روی خود شب ما را ، چراغان کن ، چراغان کن
چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من
تصنیف : شب انتظار
آهنگساز:؟
ترانه سرا:؟
خواننده : غلام حسین اشرفی
شب به گلستان تنها ، منتظرت بودم
باده ی ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم ، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
بودم همه شب ، دیده به ره ، تا به سحرگاه
ناگاه چوپری ، خنده زنان آمدی از راه
غم ها به سرآمد، زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
دیشب ای ماه ، شاد و شیدا ، می خرامید آن قامت موزونت
فتنه ی دوران ؛ دیده ی تو ، وزدل و جان ، من شده مفتونت
درآن عشق و جنون ، مفتون تو بودم
اکنون از دل من ، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
ترانه : فاصله
آهنگساز:؟
ترانه سرا :؟
خواننده : مجید ارجمندی
خط بکش رو اسم رفتن
واسه رفتن دیگه دیره
فاصله با همه دوریش
دیگه تو کتم نمی ره
به خدا خیلی غریبی
تو واسه شبای جاده
اونجا منتظر نشستن
همه گرگن ؛ نر و ماده
تو سیاهی زمستون
دنبال خودت می گردی
اما اون که باورت داشت
حتی باورش نکردی
تو نگفتی یکی اینجا
تو تنش خستگی مونده
واسه ی باقی راهش
دیگه جون براش نمونده
بذار رنگ پاییز
شبم با تو روشن شه
نذار اون لحظه که رفتی
واسه م وقت شکستن شه
منو دست خودم نسپار
بدون تو اینجامی پوسم
بدون تو ، تو این دریا
داره گم می شه فانوسم
با من باش تو پیچ جاده
بی یک نفس حتی ، از سرم زیاده
بی تو تنهایی ، حریفم عمری
چه جور دلت اومد از من ببری
تو سیاهی زمستون
تو فراموشی جاده
گفتی که جدایی ما
اتفاقی بوده ساده
منو گم کردی تو اشکا
رفتی تو میون گرگا
از تو من موندم و من ها
از درختا یاد برگا
ترانه : سوگ سهراب
آهنگساز:؟
شاعر : محمد حسین شهریار
خواننده : علی خلج
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا ! حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل ، این زودتر می خواستی حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟
وه که با این عمرهای کوتاه بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟
سرود : وطنم
آهنگساز : فرهاد فخر الدینی
شاعر:؟
خواننده : سالار عقیلی
نام جاوید وطن صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من شور و سر مستی من
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم که هم آواز تومنم
همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم
همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان زصلابت ایران جوان
ترانه : تا من بدیدم روی تو
آهنگساز: ؟
شاعر : مولانا
خواننده : محمد اصفهانی
تا من بدیدم روی تو ، ای ماه و شمع روشنم
هرجا نشینم ، خرمم ، هرجاروم در گلشنم
من آفتاب انورم ، خوش پرده ها را بردرم
من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم
تو عشق زیبای منی ، هم من توام هم تو منی
خشمین تویی ، راضی تویی ؛ هم شادی و هم درد وغم
لطف تو صادق می شود، جان من عاشق می شود
برقهر ، سابق می شود ، چون روشنایی بر ظلم
گویم سخن را بازگو ، مردی کرم زآغاز گو
هین بی ملولی شرح کن ، من سخت گنگ وکودنم
گوید که آن گوش گران ، بهتر زهوش دیگران
صد فضل دارد این برآن ، کآنجا هوا ، اینجا منم
رو رو که صاحب دولتی ، جان حیات و عشرتی
رضوان و حور و جنتی ، زیرا گرفتی دامنم
هم کوه وهم عنقا تویی ، هم عروه الوثقی تویی
هم آب و هم سقا تویی ، هم باغ و سرو و سوسنم