سرود : آب زنید راه را
آهنگساز : ؟
شاعر : مولانا
خواننده : سیامک علیقی
آب زنید راه را ، هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را ، بوی بهار می رسد
راه دهید یار را ، آن مه ده چار را
کز رخ نوربخش او ، نور نثار می رسد
چاک شدست آسمان ، غلغله ای است در جهان
عنبر و مشک می دمد ، جم جم یار می رسد
رونق باغ می رسد ، چشم و چراغ می رسد
غم به کناره می رود ، مه زکنار می رسد
تیر روانه می رود ، سوی نشانه می رود
ما چه نشسته ایم پس ، شه ز شکار می رسد
باغ سلام می کند ، سرو قیام می کند
سبزه پیاده می رود ، غنچه سوار می رسد
ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
نیست در عالم زهجران تلخ تر
هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن
تصنیف : جنبش فروردین
آهنگساز و خواننده : امین الله رشیدی
به دلم از جنبش فروردین ، هوس آن طرفه نگار آمد
بزن ای مطرب بزن ای مطرب که زمستان رفت و بهار آمد
همه جا زیبا همه جا رنگین ، همه جا گلبن همه جا نسرین
همه جا از جنبش فروردین ، چمن پژمرده به بار آمد
سر و صورت شسته گل از باران ، چو عروسان خفته به گلزاران
به چمنزاران به سمنزاران به سحر آوای هزار آمد
همه جا زیور ، همه جا دلبر ، همه جا شیرین ، همه جا شکر
همه جا مینا مینا ، همه جا اخگر اخگر ، که چمن آمد که نگار آمد
چمن و دشت و سمنان زیبا ، گل یاس و نسترنان زیبا
بتکان زیبا ، سخنان زیبا ، گل نو بشکفته عذار آمد
دلم از اندوه و شکیبایی ، شده رسوایی شده غوغایی
سرم از آن آیت زیبایی ، همه شب کانون شرار آمد
من و شیدایی ، من و رسوایی ، من و زیبایی ، من و خودرایی
تو و این اندیشه ی سودایی ، که بهار اینگونه هزار آمد
زگلان رویی ، زهوا بویی ، زبتان مویی ، زچمن جویی
همه جا آوای پرستویی ، زیمین آمد ، زیسار آمد
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفای بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
این قافله ی عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
ترانه : اقرار
آهنگساز: ؟
ترانه سرا: ؟
خواننده : فریدون فرخزاد
ما در سکوت نیست
بیگانه نیستیم
آیا ما می توانیم
سرشاری عظیمت را
با پرده ی سکوت بپوشانیم
آیا ما می توانیم
با چشمهایت درنبرد
کلام خواهش را ننویسیم
من ، در تو زیستم
من با تو تا دور
تا بی نهایت رفتم
تا مرز بی خبری رفتم
بنویس ، بنویس
تکرار کن
بیگانه نیستیم ، بیگانه نیستم
اقرار کن
ما در سکوت نیست
بیگانه نیستیم
ترانه : درویش
آهنگساز و ترانه سرا : جهانبخش پازوکی
خواننده : علی اکبرگلپایگانی (گلپا)

می دونستی که خاک ، فرش منه
رفتی نموندی
چرا بخت سفیدو به سیاهی کشوندی
می دونستی فقط تو رو دارم
رفتی نموندی
چرا مرغ امیدو از این خونه پروندی
درویشم و دنیا واسه م یه مشت خاکه
همه دار و ندارم فقط یک دل پاکه
درویش رو هر گلیم پاره
شب رو سر می آره
قطره با یه دریا
براش فرقی نداره
تصنیف : حال خونین دلان
آهنگساز: ؟
شاعر : حافظ
خواننده : سالار عقیلی
حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز
هر که چون لاله ، کاسه گردان بود
زین جفا ، رخ به خون بشوید باز
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز
تصنیف : شاه شمشاد قدان
آهنگساز : نصرالله زرین پنجه
شاعر : حافظ
خواننده : سالار عقیلی
شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت کای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور زهمه سیم تنان
سرود : گل می روید
آهنگساز: فرید شب خیز
ترانه سرا : ؟
خواننده : عباس بهادری
گل می روید به باغ ، گل می روید
با شبنم صبحگاه ، رخ می شوید
ابر آمد و بر سرچمن ، گوهر ریخت
وز ژاله به جان لاله ها اختر ریخت
این قاصد کوی دوست ، این پیک بهار
در ساغر روح عارفان ، باور ریخت
برخیز تو هم نوای توحید بخوان
بر بام جهان ، به سان خورشید بخوان
از شوق چو مرغ عشق ، غوغا سرکن
گلنغمه ای از جمال جاوید بخوان
تصنیف : اشتیاق
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
شاعر : ؟
خواننده : علی رضا قربانی
بگذار سر به سینه ی من
تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این
نپسندی ز کار عشق
آزار این قبیله ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من
تا بگویمت
اندوه چیست . عشق کدام است . غم کجاست
بگذار تا بگویمت
این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا بنوشمت
ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت
ای چشمه ی زلال
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
درمورد «خوانندگان قهوه خانه ای» قبلا یه چیزایی نوشتم. «جمال وفایی» رو هم می شه جزو این خوانندگان به حساب آورد. در مورد این خواننده اطلاعات زیادی ندارم و فقط می دونم سه آلبوم داره به اسامی «طوطی» ، «ستاره ی سهیل» و «خواب» .ترانه های این خواننده ، کمیابه . من ، خودم چن تا از ترانه هاشو از طریق جستجو تو اینترنت به دست آوردم. تو پست امروز چهارتا از ترانه های این خواننده رو واسه دانلود گذاشتم . درضمن ، متن کامل ترانه ها رو هم تو همین پست می تونید بخونید.

شب ، درآید و خنده کنان ز در ، درآیی
ستاره بخت منی که شب درآیی
مگراز این مژده ی خوش خبرندارد
که شام وصل تو زپی سحرندارد
درآمدی اول شب ، چو ماه تابان
سحر ز پیشم نروی چو مه شتابان
به دیدن خنده ی تو ، رخ فریبنده ی تو ، چنان خوشم
کزشادی می لرزد دل در بر من
صدای زیبایی توست ، رخ تماشایی توست ، که آورد
دنیایی زیبایی در نظرمن
تو جمال بخت من که برم نشسته ای
چو امید زندگی به دل شکسته ای
تو رشک ماه آسمانی ، زپرتو سپهرجانی ، شراره ی مهرخدایی
توچهره فرشته بودی ، که بر زمین گذشته بودی ، که در سرایم به درآیی
نه بهار و نه تابستون ، نه دیگه فصل خزون
برامون فرقی نداره ، نداریم یه همزبون
عشق من ، گریه نکن ، گریه ی تو آتیش به جونم می زنه
می دونی هرچی غمه ، همیشه قسمت منه
زندگی من و تو مثل سرابه
نقش ما؛ نقش غم و نقش عذابه
برج خوشبختی ما دیگه خرابه
رنج و درد من وتو، چه بی حسابه
عشق من ، گریه نکن دنیا که آخر نمی شه
واسه مون بد اومده ، از این که بدتر نمی شه
می دونم گریه ی تو گریه ی بی بهونه نیس
دل حساس تو ، بازیچه ی این زمونه نیس

طوطی قشنگم ، توچه حالی داشتی
وقتی از تو دستام ، دونه برمی داشتی
طوطی قشنگم ، تو ازم چه دیدی
که گذاشتی رفتی ، بال و پرکشیدی
اینجا یه عمرآشیونه داشتی
واسه ی خودت آب و دونه داشتی
توی پرات ، عطر این هوا بود
دور و برت این همه آشنا بود
چقد دعا کردم ، تو باغچه ها گشتم
غمین و سرگردون ، تو کوچه ها گشتم
وقتی که اینجا بودی ، غصه فراوون نبود
توی شبستون دل ، شام غریبون نبود
وقتی که حرف می زدی ، دل واسه ت آروم نداشت
سرپر از شور من ، جایی رو زانوم نداشت
نرو جایی که تو رو بی هم نفس بذارن
پراتو قیچی کنن ، تو رو تو قفس بذارن
نمی دونی هنوزم ، آینه ی تو پیش رومه
نمی دونی با تو بودن ، دیگه تنها آرزومه
لوطی غمهات چیه ؟ بگو دردات چیه؟
بگو بدخوات کیه؟ بگو دردات چیه؟
بیا تا صفا کنیم ، هر چی غمه رها کنیم
غمارو داغونش کنیم ، از خونه بیرونش کنیم
با درد و غم بجنگیم ، صفا داره یه رنگی
خونه تکونی بکنیم دلارو ، از خونه بیرون بکنیم غمارو
پستی ، بلندی داره این زمونه ، عاشقی پیشه کن همین می مونه
بیا تا شادی کنیم دنیا فقط دو روزه ، پیر می شی تو عاقبت ، دلم برات می سوزه
ترانه : با قدسیان
آهنگساز: محمد جلیل عندلیبی
شاعر : مولانا
خواننده : پیام عزیزی
با قدسیان آسمان ، من هر شبی یاهو زنم
صوفی گر از لا دم زند ، من دم ز الا هو زنم
باز سفید حضرتم ، تیهو چه باشد پیش من
تیهو اگر شوخی کند ، چون باز بر تیهو زنم
نفس است کدبانوی من ، من ناخدا و شوی او
کدبانویم گر بد کند ، بر روی کدبانو زنم
خاقان اردوخان اگر از جان نگردد ایل من
من پهلوان حیدرم ، برخیل و بر اردو زنم
ترانه : قبله گاه
آهنگساز : محمد رضا چراغعلی
ترانه سرا : سیاوش پورشیرمحمد
خواننده : معین سیدی پور
ای قبله گاه آخرین ای نقطه ی تسلیم من
این خسته از خود مانده را آتش بزن ، آتش بزن
در این غریبستان ، دلم افتاده در دام هوس
با شعله های عاشقی خاکسترم کن هر نفس
ای عشق پیدا کن مرا همرنگ دریا کن مرا
خود را نوشتم بارها یک بار معنا کن مرا
بی همسفر ، بی آرزو راهی ندارم پیش رو
دیروز و امروزم گذشت ای عشق از فردا بگو
فریاد من از داغ توست بیهوده خاموشم مکن
حالا که یادت می کنم دیگر فراموشم مکن
ای عشق پیدا کن مرا همرنگ دریا کن مرا
خود را نوشتم بارها یک بار معنا کن مرا
ترانه : عاشقانه
آهنگساز : محمدرضا چراغعلی
ترانه سرا : اهورا ایمان
خواننده : علی رضا شهاب
مثل گل تو گلدون تو دلم نشستی
با دلم شکفتی با دلم شکستی
اومدی شبامو به سحر رسوندی
گل آرزو رو تو دلم نشوندی
واسه م از دلامون بی بهونه گفتی
اسممو تو گوشم عاشقونه گفتی
عاشقونه خوندی غزل صداتو
رو لبام نشوندی گل خنده ها تو
قصه قصه عشقو واژه واژه گفتی
تو ترانه موندی تو صدام شکفتی
اومدی که باشم با شب و ستاره
اومدی که دیدی عاشقم دوباره
ترانه : چشم به راه
آهنگساز و خواننده : امین الله رشیدی
ترانه سرا: ؟
شد نغمه خوان مرغ سحر
چشمان من مانده به در
قلبم گواهی می دهد
که او نمی آید دگر
ای دل کجا رفته ، چرا رفته ، زمن راز خود نهفته
شب تا سحر یکدم ، زدست غم ، دگر چشم من نخفته
تا نوای مرغ سحر ، برخیزد ، جام صبرم ریزد ، طاقت از جان من گریزد
به نامه او گهر افشانم ، صد ره آن را خوانم ، درد و غم با دلم ستیزد
به آن امیدم که از درآید
به خنده لب بگشاید ، تا شاید ، عقده ها گشاید
روی مه بنماید ، تا غمم سرآید
کاش گل من خنده زنان ، آن که بود مونس جان
آید و دل گردد شاد و بی تاب
روشنی بخشد برمن چو مهتاب
به آن امیدم که از درآید
به خنده لب بگشاید ، تا شاید ، عقده ها گشاید
روی مه بنماید ، تا غمم سرآید