ترانه : سفر عشق
آهنگساز و خواننده : فرمان فتحعلیان
ترانه سرا : ؟
عشق من ، در سفر عشق ، خطر باید کرد
سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد
از شب و ظلمت و از ظلم نباید ترسید
تا به خورشید ، فقط ذکر سحر باید کرد
به حساب دل از این راه ، خبرباید داشت
وجهان را هم از این راز خبر باید کرد
تیغه ی لعل اگر از رگ و جان داشت گذر
عاقبت از لبه ی تیغ گذر باید کرد
موج در موج اگر شاهد دریا باشی
قطره قطره به دل دوست اثرباید کرد
از سفر جز هنر عشق نباید آموخت
از دل خود به دل دوست سفر باید کرد
یارمن ، چرخ به دلخواه ، نخواهد چرخید
تا بدانی به چه تدبیر، هنر باید کرد
فتح این قله آزاد به آسانی نیست
عشق من در سفر عشق ، خطر باید کرد
همه ی ما «محمد رضا هدایتی» رو بیشتر به عنوان یه بازیگر می شناسیم تا یه خواننده . اما جالبه که بدونین خود من هم تا یکی دو روز پیش نمی دونستم خواننده ی ترانه ی زیبای «برگ وباد» همون «محدرضا هدایتی» بازیگره . این ترانه رو حدود یه سالی می شه که گوش می کنم و هنوز که هنوزه از شنیدنش لذت می برم . ترانه ی ملایم و دلنشینی یه . دو سه روز پیش به ذهنم خطور کرد که تو اینترنت دنبال خواننده ی این ترانه بگردم . گشتم و نتیجه ی جستجو همون شد که خدمتتون عرض کردم. این ترانه ی زیبا رو واسه ی دانلود تو وبلاگ گذاشتم که امیدوارم بپسندید و از شنیدنش لذت ببرید . بقیه ی آهنگ های آلبوم «برگ و باد» رو هم می تونین با جستجو در «گوگل» به راحتی پیدا و دانلود کنید.
متن ترانه :
مثل باد واسه بادبادکا دلم تنگه واسه کوچه ها
اما بادبادکو دستای باد برده تا پشت شهر ابرا
رفت و خاطره شد اون روزا
رفت و گم شده تو کوچه ها
واسه ما ، آسمون ، حرف تازه ای نداره
دل تنگ غروب ، به حال قصه مون می باره
رفت و خاطره شد اون روزا
رفت و گم شده تو کوچه ها
مثل قصه ی بادبادک و برگ وباد
دیگه قصه مون رفته از یاد
مثل گم شدن توی بازی تو دل کوچه ها گم شدیم
دیگه پیدا نشد اون روزا انگار تو قصه ها گم شدیم
رفت و خاطره شد اون روزا
رفت و گم شده تو کوچه ها
دور از آسمون ، دل به قصه ی تازه دادیم
حالا تو لحظه ها ، مثل قصه ی برگ و بادیم
رفت و خاطره شد اون روزا
رفت و گم شده تو کوچه ها
مثل قصه ی بادبادک و برگ وباد
دیگه قصه مون رفته از یاد
ترانه : آدم و حوا
آهنگساز و خواننده : شادمهر عقیلی
ترانه سرا : محمد علی بهمنی
من و تو آدم و حوا نبودیم
جدا از مردم دنیا نبودیم
من و تو با همین مردم نشستیم
ولی انگار با اینا نبودیم
من و تو تا نفس باشه : من و تو
من و تو تا قفس باشه : من و تو
من و تو حرفمون حرف هوس نیست
اگرم از هوس باشه : من و تو
من و تو جونمون از هم جدا نیست
من و تو یا تو و من بین ما نیست
یکی هستیم تا اون حد که دیگه
تو تنهایی ما غیر خدا نیست
ترانه : عروسی
آهنگساز : محمد سریر
ترانه سرا : ؟
خواننده : محمد نوری
گل و سکه ، نقل و نبات
رو سرش غوغا می کنه
عروس با اون تور سفید
بختشو پیدا می کنه
صورتش چون برگ گله
ناز به این دنیا می کنه
گل بریزین رو عروس و دوماد
یار مبارک ، یار مبارک باد
چه قشنگه پیرهن تافته ی تازه عروس
چه بلنده گیسوی بافته ی تازه عروس
اون که شاده شادوماده از چشاش شادی می باره
پای خونچه با یه غنچه دس تو دس داره
گل بریزین رو عروس و دوماد
یار مبارک ، یار مبارک باد
ترانه : خاک
آهنگساز : ؟
ترنه سرا : ؟
خواننده : فریدون فروغی

تن تو نازک و نرمه ، مثل برگ
تن من جون می ده پرپر بزنه زیر تگرگ
دست باد پر می ده برگو رو هوا
اما من موندنی ام تا برسه دستای مرگ
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
من از تبار پاک آریایی
قشنگ ترین قصیده ی رهایی
هوای عشق تازه نیست تو رگهام
تن نمی دم به رنگ کهربایی
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
واسه رفتن دیگه دیره
تن من اینجا اسیره
خاک اینجا چه عزیزه
عاشق قدیمی پیره
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
ترانه : زمستون
آهنگساز : سیاوش قمیشی
ترانه سرا : سعید دبیری
خواننده : فرزین

زمستون ، تن عریون باغچه چون بیابون
درختا ، با پاهای برهنه ، زیر بارون
نمی دونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شب ها
نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه ، باید تنها بمونه قلب گلدون
مث من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون ، برای تو قشنگه ، پشت شیشه
بهاره ، زمستونا برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه ی چشم انتظاری
گلدون ، خالی ندیدی
نشستی زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ، ببینی تلخه روزای جدایی
چه سخته ، چه سخته ؛ نشینم بی تو با چشمای گریون
ترانه : نیاز
آهنگساز : ؟
ترانه سرا : شهیارقنبری
خواننده : فریدون فروغی

تن تو ظهر تابستونو به یادم می آره
رنگ چشمای تو بارونو به یادم می آره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به یادم می آره
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی ، لطیفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا می سازن
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار می تازن
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
ترانه : کی اشکاتو پاک می کنه
آهنگساز: سیاوش قمیشی
ترانه سرا : امیر فرخ تجلی
خواننده : ابی ( ابراهیم حامدی)
کی اشکاتو پاک میکنه
شبا که غصه داری
دست رو موهات کی می کشه
وقتی منو نداری
شونه ی کی مرهم هق هقت می شه دوباره
از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره
برگریزونای پاییز ، کی چشم به رات نشسته
از جلوپات جمع می کنه برگای زرد و خسته
کی منتظرمی مونه ، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد ، شب برسه به فردا
کی از سرود بارون
قصه برات می سازه
از عاشقی می خونه
وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون
چشماشو هم می ذاره
نکنه ستاره ای بیاد
یاد تو رو نیاره
تصنیف : شد به سر...
آهنگساز : ؟
شاعر : ؟
خواننده : مرضیه
شد به سر دوره ی جدایی ها
قصه سرکن زآشنایی ها
شد سپری ای دل آن شب تاریک
رخ بنما صبح روشنایی ها
گل به بر و باده به کف ، صف زده در صف بنگر
مطرب و ساقی و می خواران
چشم حسود ، دیده ی بد ، تا ابد دور بود
دور ز بزم شادخواران
از پا منشین ، از جا برخیز
گل ریزان کن ، خود شو گلریز
بانگ شوری از دل برکش
چون گل بشکف ، جامی سرکش
صبح وطن شکفد ز نوید سحر
ای که تویی همدم ما
هان بشنو در همه جا
نغمه ی حافظ شیرازی
کار جهان نو بشود
گرچه بر این سقف فلک
طرح نوی تو دراندازی