یک خانه وسه سودا
تودنیای موسیقی کم و بیش ، پیش میاد که یه شعرمورد توجه چند خواننده قرار بگیره و خونده شه.این وسط چیزی که می تونه جالب باشه تفاوت دیدگاه ها و سلایق این خواننده هاس که هر کدوم از منظری خاص به شعر نگاه می کنن و طبیعتا نوع اجرای هر خواننده متفاوت ازاجرای دیگری خواهد بود.البته این اتفاق معمولا در مورداشعار شعرای معروف پیش میاد و این نشون دهنده ی شان ومنزلت اون شاعر دربین ملتش و به ویژه هنرمنداس.
یکی از این اشعار، غزلی یه از«مولانا» که متن شو آخر این مطلب می تونین بخونین.من این شعرو اولین بار با صدای «مجید اخشابی» شنیدم و هنوزم این اجرا رو بیشتر از اجراهای دیگه می پسندم. بعدها متوجه شدم همین شعرو« شهرام ناظری» و«همایون شجریان» هم خوندن . با گوش دادن به این تصانیف ، متوجه شدم که این اجراها هم اجراهای قابل توجه ای ین و بد ندیدم که این سه اجرای متفاوت رو در کنار هم تقدیم خوانندگان عزیز کنم.اجرای شورانگیز و عارفانه ی «شهرام ناظری» ، در کنار اجرای ملایم «همایون شجریان» و اجرای ریتمیک و مدرن « مجید اخشابی»، واسه من یه موضوع خوشایندو تداعی می کنه و اون، عشق به فرهنگ ایران زمین و احترام به داشته های ادبی این مرزبومه.برای این خواننده های خوش ذوق و البته پرطرفدار آرزوی موفقیت می کنم.
شد زغمت خانه ی سودا دلم
درطلبت رفت به جا دلم
درطلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت براین سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم
درطلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم
روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تمنا دلم
از دل تو در دل من نکته هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم
گرنکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
ای تبریز! از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم
دانلود کنید:
خانه ی سودا با صدای شهرام ناظری
خانه ی سودا با صدای مجید اخشابی
خانه ی سودا با صدای همایون شجریان

نام ترانه:افسوس
خواننده:مجید اخشابی
ترانه سرا:محمد علی شیرازی
آهنگساز:غلام رضا صنعتگر
تنظیم کننده:مجید رضا زاده
افسوس برآن عمر گرامی که هدر شد آن معبد رویایی من زیر وزبر شد
دردا که تو مرد سفر عشق نبودی افسوس دل عاشق من بی خبر شد
روزی که دل عاشق من تازه نفس بود درچشم من از هردو جهان عشق تو بس بود
حسرت به کف آورد و به خورشید نظر داشت بیچاره عقابی که گرفتار قفس بود
سلام ای چلچراغ قطرهای اشک نومیدی سلام ای غم که جای تنگ این دل را پسندیدی
بیا تا پربگیرد از دل من جغد این کابوس بیا ودر کتاب خاطرات من بخوان افسوس
فکر می کنم سال 1375یا76 بود؛ زمانی که «مجید اخشابی» به اندازه ی الان معروف نبود.اون زمون، این خواننده بیشتر به عنوان یه نوازنده ی سنتور مطرح بود ومن تو شناسنامه ی خیلی از نوار کاست ها اسمشو به عنوان نوازنده ی سنتور دیده بودم.تا اینکه یواش یواش چن تا کار با صداش از صدا و سیما پخش شد.این چن تا کار هرچند نشون داد که «مجید اخشابی» ظرفیت های یه خواننده ی خوبو داره با این وجود شهرتی رو واسه اون در پی نداشت.تا اینکه چن سال بعد «مجید»، ترانه ی تیتراژ یه سریال تلویزیونی - که در ایام رمضان پخش می شد- رو خوند؛
می گن فرشته ،روزه شو با گریه افطار می کنه
فرشته می دونه که نور، ظلمتو بیدار می کنه
این بیت، وبقیه ابیات این ترانه خیلی زود سرزبونا افتاد و به زمزمه ی کوچه بازاری مردم تبدیل شد. شعر این ترانه از«علی معلم»بود و فکر می کنم کار آهنگسازی این ترانه رو هم خود «مجید» انجام داده بود. از اون به بعد بود که «مجید خان!» وجناب «معلم» رو غلتک افتادن و ما عادت کردیم که هر سال حداقل یه سریال رو تو ماه رمضان با شعر«معلم» و صدای«مجید» به پایان ببریم.
در هر صورت«مجید اخشابی» ، خواننده ای معروف والبته محبوب شده ؛خواننده ای که با بازسازی ملودیهای محلی آغاز کرد و به تدریج،به مقبولیتی کشوری دست پیدا کرد.حالا ما دیگه به همکاری «معلم» و«اخشابی» عادت کردیم.هرچند به نظرمن،شعرهای «علی معلم» هنوز پاسخگوی ذائقه ی ایرانی جماعت نیس وباید نقد شه ومن این کارو به همین زودیا انجام خواهم داد.
واسه امروز، می خوام متن یکی از اولین ترانه های «مجید اخشابی» رو واسه تون بنویسم.اسم این ترانه ، فکر می کنم «انتظار» باشه ولی شاعرشو نمیدونم کیه؛ این ترانه ، اون زمون، زیاد از صدا وسیما پخش می شد ولی متاسفانه سالهاس که دیگه من این ترانه ی زیبا رو از رسانه ی ملی ! نشنیدم.کسی چه می دونه شاید گمش کرده باشن!!!

منم آن بلبل زاری که چو نی ناله ها دارم
به دل خسته ام داغی زغم لاله ها دارم
زخزان شد گلم پرپر من وشور جنون در سر
منم وحسرتی در دل منم ودیده ای بر در
به دل از این قفس هرگز نبود شوق پروازم
چه کنم همدمی یکدم ندهد دل به آوازم
نه کسی بوده همدردمم نه دلی گشته همرازم
منم واین غم دیرین که بود یار دمسازم
تو بیا ای گل زیبا که دمد نوبهار من
تو بیا تا به سر آید غم من ، انتظار من
تو بیا تا ز دیدارت به دل آید قرارمن
تو بیا تا شود روشن ز رخت شام تار من
دل من می رسد روزی که دمد گل ، بهار آید
برسد مژده ی شادی ز سفر آن نگار آید
اگر آن ماه من یک شب ز افق آشکار آید
شب محنت سحر گردد گل وصلم به بار آید
تو بیا ای گل زیبا که دمد نوبهار من
تو بیا تا به سر آید غم من ، انتظار من
تو بیا تا ز دیدارت به دل آید قرارمن
تو بیا تا شود روشن ز رخت شام تار من
دانلود کنید انتظار رو با صدای مجید اخشابی