تصنیف : عشق از کجا
آهنگساز : ؟
شاعر : مولانا
خواننده : همایون شجریان

ای عاشقان ، ای عاشقان ، من از کجا ، عشق از کجا
ای بیدلان ، ای بیدلان ، من از کجا ، عشق از کجا
گشتم خریدار غمش ، حیران به بازار غمش
جان داده در کار غمش ، من از کجا ، عشق از کجا
ای مطربان ، ای مطربان ، بردف زنید احوال من
من بیدلم ، من بیدلم ، من از کجا ، عشق از کجا
عشق امدست از آسمان ، تا خود بسوزد بدگمان
عشق است بلای ناگهان ، من از کجا ، عشق از کجا
یک خانه وسه سودا
تودنیای موسیقی کم و بیش ، پیش میاد که یه شعرمورد توجه چند خواننده قرار بگیره و خونده شه.این وسط چیزی که می تونه جالب باشه تفاوت دیدگاه ها و سلایق این خواننده هاس که هر کدوم از منظری خاص به شعر نگاه می کنن و طبیعتا نوع اجرای هر خواننده متفاوت ازاجرای دیگری خواهد بود.البته این اتفاق معمولا در مورداشعار شعرای معروف پیش میاد و این نشون دهنده ی شان ومنزلت اون شاعر دربین ملتش و به ویژه هنرمنداس.
یکی از این اشعار، غزلی یه از«مولانا» که متن شو آخر این مطلب می تونین بخونین.من این شعرو اولین بار با صدای «مجید اخشابی» شنیدم و هنوزم این اجرا رو بیشتر از اجراهای دیگه می پسندم. بعدها متوجه شدم همین شعرو« شهرام ناظری» و«همایون شجریان» هم خوندن . با گوش دادن به این تصانیف ، متوجه شدم که این اجراها هم اجراهای قابل توجه ای ین و بد ندیدم که این سه اجرای متفاوت رو در کنار هم تقدیم خوانندگان عزیز کنم.اجرای شورانگیز و عارفانه ی «شهرام ناظری» ، در کنار اجرای ملایم «همایون شجریان» و اجرای ریتمیک و مدرن « مجید اخشابی»، واسه من یه موضوع خوشایندو تداعی می کنه و اون، عشق به فرهنگ ایران زمین و احترام به داشته های ادبی این مرزبومه.برای این خواننده های خوش ذوق و البته پرطرفدار آرزوی موفقیت می کنم.
شد زغمت خانه ی سودا دلم
درطلبت رفت به جا دلم
درطلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت براین سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم
درطلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم
روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تمنا دلم
از دل تو در دل من نکته هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم
گرنکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
ای تبریز! از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم
دانلود کنید:
خانه ی سودا با صدای شهرام ناظری
خانه ی سودا با صدای مجید اخشابی
خانه ی سودا با صدای همایون شجریان
نبسته ام به کس دل ، نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من
زمن هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا جدا من
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که ترکنم گلویی ، به یاد آشنا من
ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه بامن
تصنیف یا به قول خود «همایون شجریان» ، ترانه ی «هوای گریه» فکر می کنم حدود چهار پنج سال پیش به بازار اومد و بلافاصله از صدا وسیما پخش شد و خیلی زود مورد استقبال مردم قرار گرفت به گونه ای که به هیئت های مذهبی هم راه پیدا کرد و تعداد زیادی از خوانندگان مذهبی به سبک این تصنیف ، نوحه سرایی کردن.
بله ، فقط چهار بیت!فقط چهاربیت از«سیمین بهبهانی» ، کافی بود تا اسم «همایون شجریان» هم به فهرست جاودانه های موسیقی ایران اضافه بشه.البته «همایون» به جز این تصنیف ، آثار قابل توجه دیگه ای هم ارائه کرده ولی می شه گفت که تا این لحظه ، جزاین تصنیف ، اثری که واجد خصیصه ی «موندگاربودن» باشه نداشته.
«همایون» ، علاوه بر خوانندگی ، آهنگسازی «هوای گریه» رو هم انجام داده ولی به اعتقاد من ، شعر این تصنیف از بقیه ی ارکانش - یعنی آهنگ وصدای خواننده - قویتره ؛ وزن شعر، وزنی روون وانعطاف پذیره . یعنی خیلی راحت می شه با ابیاتی که همه بر یک وزن سروده شدن بازی کرد و سبک تصنیف رو از یکنواختی درآورد. من خودم تا مدتها فکر می کردم که شعر این تصنیف بر اساس ملودی سروده شده تا اینکه این تصنیف رو گیرآوردم و وقتی دقت کردم به اشتباه خودم پی بردم.
«هوای گریه» ، هنوزم مقبولیت داره و تو کوچه وبازار زمزمه می شه ولی باید قبول کرد که «همایون شجریان» ، هنوز سبک قابل قبولی از خودش ارائه نداده و هنوز که هنوزه دنباله رو سبک پدرش ، یعنی «محمد رضا شجریان» ه . البته شباهت صدای این دو هنرمند - که نشات گرفته ازتوارث ونسبت خانوادگیه - مقوله ای دیگه س و بحث ما اینجا سر شباهت سبک هنری این دو خواننده س. چه بسا اگه امروز، «همایون» در کسوت خوانندگی نبود همین تصنیف موندگارهم تا حالا توسط پدرش با همین سبک وسیاق اجرا شده بود و طبیعتا به همین مقبولیت فعلی هم رسیده بود.چرا که شجریان پدر وپسر، همیشه و هرجا با همن و تو کارهای هنریشون مشارکت فعالانه دارن و مسلمه که این همکاری دوشادوش،شباهت سبک رو در پی خواهد داشت.با این وجود ، من به شدت امیدوارم که «همایون» به تدریج ، ازاین «پیله ی تکرار»! بیرون بیاد و «پروانگی»! رو تجربه کنه . اونم چه پروانگی ای!