تبليغاتX
کوله باری از ترانه

 

ترانه : تا من بدیدم روی تو

آهنگساز: ؟

شاعر : مولانا

خواننده : محمد اصفهانی

 

 

 

تا من بدیدم روی تو ، ای  ماه و شمع روشنم

هرجا نشینم ، خرمم ، هرجاروم در گلشنم

من آفتاب انورم ، خوش پرده ها را بردرم

من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم

تو عشق زیبای منی ، هم من توام هم تو منی

خشمین تویی ، راضی تویی ؛ هم شادی و هم درد وغم

لطف تو صادق می شود، جان من عاشق می شود

برقهر ، سابق می شود ، چون روشنایی بر ظلم

گویم سخن را بازگو ، مردی کرم زآغاز گو

هین بی ملولی شرح کن ، من سخت گنگ وکودنم

گوید که آن گوش گران ، بهتر زهوش دیگران

صد فضل دارد این برآن ، کآنجا هوا ، اینجا منم

رو رو که صاحب دولتی ، جان حیات و عشرتی

رضوان و حور و جنتی ، زیرا گرفتی دامنم

هم کوه وهم عنقا تویی ، هم عروه الوثقی تویی

هم آب و هم سقا تویی ، هم باغ و سرو و سوسنم

 

 

 

دانلود کنید

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 7:4 توسط محمود مغانلو |

 

     تصنیف «سرگشته» یا «تو ای پری کجایی» از موندگارهای موسیقی سنتی ماست که به موسیقی پاپ هم راه پیداکرده و توسط خواننده های پاپ هم بازخوانی شده. آهنگ این تصنیف رو «همایون خرم» ساخته و «هوشنگ ابتهاج» ترانه سرایی اونو انجام داده و اولین بار توسط زنده یاد «حسین قوامی» خونده شده.

     تو پست امروز ، سه تا از اجراهای این تصنیف رو واسه دانلود گذاشتم که امیدوارم دانلود کنید و لذت ببرید.

 

 

متن تصنیف:

 

شبی که آواز نی تو شنیدم            چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم      نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجایی

که رخ نمی نمایی

ازآن بهشت پنهان

دری نمی گشایی

 

من ، همه جا پی تو گشته ام       از مه و مهر نشان گرفته ام

بوی تو را زگل شنیده ام                  دامن گل از آن گرفته ام

 تو ای پری کجایی

که رخ نمی نمایی

ازآن بهشت پنهان

دری نمی گشایی

 

دل من ، سرگشته ی توست                   نفسم ، آغشته ی توست

به باغ رویاها ، چو گلت بویم           درآب و آیینه ، چو مهت جویم

تو ای پری کجایی

در این شب یلدا ، ز پی ات پویم     به خواب و بیداری ، سخنت گویم

تو ای پری کجایی

مه و ستاره ، درد من می دانند      که هم چو من ، پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو                     میان اشک من چو گل واشو

تو ای پری کجایی

که رخ نمی نمایی

ازآن بهشت پنهان

دری نمی گشایی

 

 

دانلود کنید:

سرگشته با صدای زنده یاد «حسین قوامی»

سرگشته با صدای «محمد اصفهانی»

سرگشته با صدای «نیما»

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 10:5 توسط محمود مغانلو |

 

 

 

غمت در نهانخانه ي دل نشيند

به نازي كه ليلي به محمل نشيند

مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي

زبامي كه برخاست مشكل نشيند

خلد چون به پا خاري آسان برآرم

چه سازم به خاري كه بر دل نشيند

به دنبال محمل سبكتر قدم زن

مبادا غباري به محمل نشيند

به دنبال محمل چنان زار گريم

كه از گريه ام ناقه در گل نشيند

بنازم به بزم محبت كه آنجا

گدايي به شاهي مقابل نشيند

خوشا كارواني كه شب ، راه ، طي كرد

دم صبح اول به منزل نشيند

     بي شك موسيقي سنتي ايران ، از موسيقي نواحي مختلف كشورمون ، تاثير پذيري نسبتا زيادي داشته و تو اين ميون ، شايد سهم موسيقي « خراسان » بيشتر از مناطق ديگه باشه.

     يكي از ملودي هاي زيبا و دلنشين جنوب خراسان ، كه شايد بيشتر ازهر ملودي ديگه ي اين منطقه ، تو موسيقي ما انعكاس داشته ، ملودي قديمي و آشناي « نوايي نوايي» كه بارها و بارها توسط گروه هاي موسيقيايي و خوانندگان مختلف ، باز سازي شده.

     تا اونجا كه اطلاع دارم معروف ترين اجراهاي محلي اين ترانه ، توسط شخصي به اسم «عثمان خداپرست» انجام شده ولي اينكه چه كسي اولين بار اين ترانه رو ساخته و زمزمه كرده شايد هنوزم واسه همه سئوال باشه.

     بيت اصلي يا ترجيع ملودي ، به سه صورت نقل شده:

نوايي نوايي نوايي نوايي

جواني بگذرد تو قدرش نداني

و

نوايي نوايي نوايي نوايي

همه باوفايند تو گل بي وفايي

و

نوايي نوايي نوايي نوايي

الهي نماند نشان از جدايي

     به نظر مي رسه كه شعر اين ملودي قديمي ، قبلا چيز ديگه اي بوده و بعدها ، از شعر « طبيب اصفهاني » ، استفاده شده . در هر صورت ، اين ترانه ديگه به بخشي جدانشدني از موسيقي ملي ما تبديل شده و هيچ وقت از حافظه ي موسيقيايي ما پاك نخواهد شد.

     تو اين پست قصد دارم اجراهاي مختلف اين ترانه رو معرفی کنم كه اميدوارم بپسنديد.البته فكر مي كنم اجراهاي ديگه اي هم وجود داشته باشه كه من ازاونا بي خبر باشم. اگه خوانندگان عزيز ، اطلاعات كامل تري داشته باشن ، خوشحال مي شم كه از طريق لينك نظرات در اختيار من و خوانندگان محترم وبلاگ بذارن.

     نكته ي جالب در مورد اجراهايي كه تو اين پست گذاشتم اين كه ؛ آهنگسازي دو تا از اين اجراها ، توسط يك نفر انجام شده.يعني جناب « كامبيز روشن روان» اين ملودي رو هم براي « بيژن بيژني » و هم براي « محمد اصفهاني» ، آهنگسازي كرده .

     نكته ي دگه اينكه : يكي از اين اجراها توسط يكي از چهره هاي مطرح موسيقي پاپ! يعني «شادمهر عقيلي» انجام شده و اين نشون دهنده ي محبوبيت اين ملودي محلي يه.اگه روزي اين ملودي ، به خارج از مرزهاي كشورمون ! هم سرايت كرد، اصلا تعجب نكنين.

نوايي نوايي – با اجراي محلي جنوب خراسان

نوايي نوايي (نهانخانه ي راز) – با صداي «بيژن بيژني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»

نوايي نوايي – با صداي «محمد اصفهاني» وآهنگسازي «كامبيز روشن روان»

نوايي نوايي – با آهنگسازي و صداي « شادمهرعقيلي»

نوايي نوايي – با صداي «جهان»

 نوایی نوایی - با صدای مهرداد کاظمی

نوایی نوایی - با صدای شکیلا

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:23 توسط محمود مغانلو |

 

      تو دنیای موسیقی بی کلام ، به ندرت پیش میاد که یه قطعه ی آوازی سرزبونا بیفته وبیشتر ترانه ها و تصانیف ، به کوچه و بازارراه پیدا می کنن.از این حیث ، «محمد اصفهانی» رو می بایس از معدود خواننده هایی به حساب آورد که دوتا قطعه ی آوازی مشهور به فهرست خاطره انگیزها - و شاید هم موندگارها - ی ما اضافه کرده ؛ قطعه ی آوازی «آخرین جرعه ی جام» تو آلبوم«گلچین» و قطعه ی آوازی «شکایت هجران» تو آلبوم «نون و دلقک».

     در مورد علت استقبال از این دو قطعه ی آوازی ، شاید بهتر باشه بیشتر از اینا بحث بشه اما به نظر من یکی از دلایلش فضاهای موسیقیایی جدید و شبه مدرنی بود که تو این دو اثر به کار گرفته شده؛فضاهایی که تکرار مکررات نبود. یعنی؛اندکی دخل و تصرف!در نغمه ها و گوشه ها.

     نکته ی جالب اینکه؛ برخلاف معمول ، که از اشعار قدما استفاده می شه تو این دو قطعه ، از اشعار شاعران معاصر استفاده شده و جالب تر اینکه قطعه ی اول ، شعری نیمایی! یه نه کلاسیک.

     قطعه ی «آخرین جرعه ی جام » روی شعری از زنده یاد «فریدون مشیری» اجرا شده ؛ شعری که پیش از اون هم کما بیش معروف بود ؛

همه می پرسند

چیست در زمزمه ی مبهم آب

چیست در همهمه ی دلکش برق

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش

     قطعه ی دوم هم روی شعری از « هوشنگ ابتهاج» یا همون «سایه» ی خودمون! ساخته شده که برخلاف شعر قبلی ، شعر چندان معروفی نیست - بهتره بگم نبودچون آلان دیگه معروفه - شاید تنها خصیصه برجسته ی این شعر، این باشه که در جواب شعری از « حافظ» سروده شده. این قضیه رو با کنار هم گذاشتن یک بیت از هر دو شعر، به راحتی می شه فهمید:

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست و گرنه طبیب هست

«حافظ»

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

«سایه»

     تو بیت اخیر، عبارت « ای خواجه» اشاره ی صریح داره به « حافظ» و استفاده از کلمات شعر« حافظ» هم ، کاملا نشون دهنده ی اینه که شعر درجواب « حافظ» سروده شده.

     «سایه» تو کل شعر هم از وزن و قافیه ی « حافظ» استفاده کرده اما ترجیح داده که از ردیف «نیست» به جای «هست» استفاده کنه تا شعرش « جوابیه» باشه نه «استقبال» . و این رو می شه از نوآوری ها و ابداعات این شاعر برجسته به حساب آورد.

     متن کامل هردو شعرو هم می نویسم. بلکه از این «هستانیست»! یه « نیمه هستی» هم گیر ما بیاد:

حافظ:

روی تو کس ندیده ، هزارت رقیب هست

در غنچه ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست

چون من در آن دیار ، هزاران غریب هست

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست

هرجا که هست پرتو روی حبیب هست

آنجا که کار صومعه را جلوه می دهند

ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست و گرنه طبیب هست

فریاد « حافظ» این همه آخر به هرزه نیست

هم قصه ی غریب و حدیثی غریب هست

سایه:

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران ، غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش

کزجان شکیب هست و زجانان شکیب نیست

گم گشته ی دیار محبت کجا رود

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی است

این شکر چون کنیم که مارا رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت

وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ «سایه» گوش کن ای سرو خوش خرام

کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست

 

 

دانلود آخرین جرعه ی جام

دانلود شکایت هجران

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:30 توسط محمود مغانلو |

 

                                                                    

 

به زمین خوردن دلقک

                       یا در آوردن شکلک

واسه اینه که تو بخندی

                      مث رسم شاه و طلخک

کفشای لنگه به لنگه

                      می پوشه که هی بلنگه

پای راستش می ده جف پا

                       تا پای چپش بلنگه

واسه نونه ،واسه نونه

تا به کارش تو بخندی

که اگه اینو تو بدونی

تو به دلقک نمی خندی

 

 

کفشای لنگه به لنگه

                         می پوشه که هی بلنگه

می دونه که هر چی سنگه

                         همه پیش پای لنگه

پشت این چهره ی خندون

                         اون همیشه غصه داره

این همه شکلک وبازی

                         واسه نونه در می آره

واسه نونه ،واسه نونه

تا به کارش تو بخندی

که اگه اینو تو بدونی

تو به دلقک نمی خندی

 

 

 شاید واسه صحبت کردن در مورد ترانه ی «نون ودلقک»،اثر «محمد اصفهانی» ،الان دیگه خیلی دیر شده باشه.ولی هرکاری کردم دیدم نمی تونم بعضی چیزارو در مورد این ترانه، نادیده بگیرم.

   شعر ترانه رو نمی دونم از کیه .البته به نظر من دونستن یا ندونستنش هیچ فرقیم نداره.مخصوصا این ترانه - که واقعا ضعیفه - وبه نظر من در شان خواننده ای بزرگ ، مثل «محمد اصفهانی»نیس که رو چنین اشعارضعیفی سرمایه گذاری کنه.من که باور نمی کنم «اصفهانی»ی «نون ودلقک»، همون «اصفهانی» ی «ماه غریبستان» باشه؛«اصفهانی» ی «خانه ی دل».«اصفهانی »ی«قدسیان آسمان» که مثلا خواننده ش«عصار» ه .ولی شاید تموم زیبایی ش ، مدیون حضور کوتاه « محمد اصفهانی» باشه.واسه این که حرفمو بهتر درک کنین می تونین کنسرت های «عصار» روببینین که این ترانه رو تنهایی می خونه .انصافا کدوم زیباتره؛ با« اصفهانی» یا بی «اصفهانی».

   شما همه تون استادین ومسلما می تونین ضعفای این ترانه رو پیدا کنین.ولی من فقط به یه مورد اشاره می کنم. اونم تو بیت آخرودرست مصراع آخر؛«واسه نونه در می آره » یعنی چی؟جل الخالق ! واقعا که شاعر این ترانه ،دس« خلاق المعانی» رو از پش بسه!

   بدنیس اینجا اشاره ای م به کلیپ این ترانه بکنم که اون زمان مرتب از سیما پخش می شد.اون زمان ،من تو یه مجله- البته ازاین مجله های زرد- خوندم که پسر «چارلی چاپلین» به خاطر این ترانه از «محمد اصفهانی» تقدیر کرده!بازم جل الخالق!البته ساخت این کلیپ ربطی به «محمد اصفهانی» نداره.چون کار سیماست.ولی من اگه جای پسر «چاپلین » بودم .یه نشان «لژیون دونور»! به «سیمای جمهوری اسلامی ایران»! می دادم؛چون با ساختن این کلیپ ، اولا «چارلی چاپلین » را تا سطح یه «دلقک» پایین آوردن و از اون گذشته، با توجه به متن ترانه ، این جور برداشت می شه که «سلطان خنده» ی جهان، به خاطر نون در آوردن !،بازیگری - یا همون دلقک بازی - می کرده.جالبه ، مگه نه؟

 

راستی ،نظر شما در این مورد چیه؟

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:24 توسط محمود مغانلو |