
چه زیاد ترانه خوندم وشنیدم که مضمونش ، بی وفایی معشوق و ساده انگاری عاشق بوده.اما ترانه ی «سرگردون»«جنتی عطایی» یه چیز دیگه س.
جناب«عطایی» ،تو این ترانه ، از مضمون تکراری و همیشگی «تو اونی که فکر شو می کردم نبودی» چنان تصویر بدیع و تازه ای پرورده که به ذهن کمتر کسی خطور می کنه که حرفهایی مشابه حرف های این ترانه رو ، قبلاهم شنیده یا خونده.
ترانه با این بیت شروع می شه:
ازعذاب جاده خسته ، نرسیده ورسیده
آهی از سر رسیدن ، نکشیده و کشیده
جناب «عطایی»،«عاشق بدبخت و فریب خورده» رو تبدیل به «عابر خسته ودرمونده» کرده وچقدر هم زیبا ، ترانه رو آغاز کرده ؛
کنارهم قرار گرفتن کلماتی متضاد یعنی«نرسیده »،«رسیده»،«نکشیده»و«کشیده»، شنونده رو تو ابهام قرار می ده که این مسافر،بالاخره رسیده یا نه؟اگه رسیده پس چراشاعر می گه«نرسیده ورسیده»؟ و اگه نرسیده پس چرا شاعر می گه «آهی از سر رسیدن»؟ این دقیقا همون چیزیه که شاعر می خواد؛ بلاتکلیفی شنونده یا خواننده ، بلکه از این طریق ، بلاتکلیفی اون مسافر خسته ودرمانده رو درک کنه!البته زیبایی ذاتی عبارت های «نرسیده ورسیده» و«نکشیده وکشیده» روهم - که در عین حال واژه های قافیه رو هم در برگرفتن - نبایدنادیده گرفت.
غم سرگردونیامو با تو صادقانه گفتم
اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم
این بیت دوم ترانه س. شاعر ، بدون هیچ مقدمه چینی و پیش زمینه ای ،یه دفه لحن خطابشو که تو بیت اول متوجه خودمسافر بود به سمت معشوقه بر می گردونه و جالب تر اینکه از زمان حال - تو بیت اول - به زمان گذشته بر می گرده و ماجرای سفرشو از آغاز جاده تا به اینجا تعریف می کنه.«اسم شب» تو این بیت ،استعاره س از رازی بزرگ و مگو که به هر کس، گفتنی نیس.
تو بیت بعد می خونیم:
باتنم زخمی اگه بود،بی رمق بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم ، اگه کهنه بود دردام
یه سئوال؛چرا شاعر مثلا نگفته«توتنم زخمی اگه بود» و به جاش گفته «با تنم زخمی اگه بود»؟
آیا علت این انتخاب ، این نبوده که کلمه یا حرف «با» رو در مقابل «بی» تو نیم مصراع بعدی قرار بده واز این رهگذر، شنونده روبه دقت بیشتر وادار کنه؟
نکته ی دیگه اینکه شاعر تو این بیت یه جا از اختیارات شاعری استفاده کرده و یه هجا رو بین کلمات «بود» و«دردام» حذف کرده.
بیت بعدی ترانه اینه:
تو تموم طول جاده ، که افق برابرم بود
شوق تو راه توشه ی من ، اسم تو همسفرم بود
کلمه ی «راه توشه» در عین حال که تو زبان فارسی وجود داره ولی شاید اولین بار تو این شعر به کار رفته.ما همیشه ، این کلمه رو به صورت « ره توشه » اونم تو نوشته های رسمی خونده یا شنیدیم. اما شاعر به عمد و شاید هم به خاطر اینکه بتونه کلمه رو تو شعر محاوره ای ش جا بده این کلمه رو به صورت « راه توشه » در اورده که خیلی هم زیبا ودلنشینه.
حالا می ریم سراغ دوبیت بعدی ترانه:
من دل شیشه ای هرجا؛ هر شکستن که شکستم
زیرکوه بار غصه ، هر نشستن که نشستم
عشق تو از خاطرم برد که نحیفم وپیاده
تو رو فریاد زدم وباز خون شدم تو رگ جاده
شاعر تو مصراع اول ، مضمون ساده و پیش پا افتاده ی « من نازکدل ، هر بار که مثل شیشه شکستم وخرد شدم» رو تبدیل به این تصویر زیبا کرده و تومصراع دوم هم دوباره ، دست به ترکیب سازی زده و اون ، کلمه ی «کوه بار» ه. این ترکیب ، ترکیبی ساده س و با جا به جا کردن «مضاف» و« مضاف الیه» به وجود اومده اما خیلی زیبا وشاعرانه س وفکر می کنم برای اولین بار تو همین شعر به کار برده شده.
این بیت و بیت بعدیش،«موقوف المعانی» ین. یعنی از نظر مفهومی به هم پیوسته ن و بدون دیگری معنای مستقلی ندارن.
تو بیت دوم، جمله ی « خون شدم تو رگ جاده» خیلی زیبا وهنرمندانه س و می شه تصویرهای زیادی ازش گرفت.
نیزه ی نم باد شرجی وسط دشت تابستون
تازیانه های رگبار توی چله ی زمستون
نتونستن نتونستن کینه ی منو بگیرن
ازمن خسته ی خسته ، شوق رفتنو بگیرن
این دوبیت و سه بیت بعدی:
حالا که رسیدم اینجا ، پرغصه برا گفتن
پرنیاز تو برای آه کشیدن وشنفتن
تو رو با غمم غریبه از غمم جدا می بینم
خودمو پر از ترانه ، تو رو بی صدا می بینم
اون همیشه با محبت ، واسه من تو دیگه نیستی
نگو صادقی به عشقت ، آخه چشمات می گه نیستی
مجددا «موقوف المعانی» ین و از نظر مفهومی به هم ربط دارن.
جناب«عطایی» تو این ابیات هم ، یه ترکیب دیگه ، ابداع کرده و اون ، کلمه ی «نم باد» ه که به اعتقاد من،مثل ترکیب قبلی زیبا وهنرمندانه س.اینم اضافه کنم که عبارتی مثل« پرنیاز تو» هم شاید برای اولین بار تو این ترانه به کار گرفته شده.این عبارت ، در اصل«پر از نیاز تو» یا «پر از نیاز داشتن به تو» بوده که به این صورت در اومده.تو بیت آخر هم ، کلمات قافیه،یعنی «دیگه» و«می گه»خوش نشستن و شاید بشه گفت بهتر از این نمی شد.
این ترانه ، تا جایی که من می دونم تا به امروز، توسط دو خواننده اجرا شده؛«سیاوش قمیشی» و« داریوش».البته با دواسم متفاوت؛اجرای« سیاوش قمیشی» با اسم«مسافر» واجرای «داریوش» با اسم «سرگردون».
توهردو اجرا این بیت:
من سرگردون ساده ، تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تورو عاشق می دونستم
به عنوان بیت ترجیع انتخاب شده و تو قسمتای مختلف ترانه ، تکرارمی شه.
جالب اینکه،بعضی ازکلمات ترانه ،تو دواجرا متفاوت خونده شدن؛تو اجرای «داریوش» می شنویم:«کینه ی منو بگیرن» ولی تو اجرای «سیاوش قمیشی»:«جلوی منو بگیرن». تو اجرای «داریوش»:
تو رو با غمم غریبه ، ازغمم جدا می بینم
ولی تو اجرای «سیاوش قمیشی»:
تو رو با خودم غریبه ، از خودم جدا می بینم
من فکر می کنم علت این تفاوت، زمان اجرای این دو ترانه باشه؛ شاید بعد از یکی از این دو اجرا،جناب «عطایی» شعرو ویرایش کرده و اجرای دوم ، از روی نسخه ی ویرایش شده انجام شده باشه.
نکته ی دیگه اینکه،دوبیت آخر ترانه تو نسخه ی اصلی ، توهیچ کدوم ازاین دو اجرا خونده نشده.این ابیات:
کی صداتو داد به مهتاب ، مهتابو کی برد از این جا؟
اسمتو کی داد به خورشید؟خورشیدو کی داد به ابرا؟
بامن رهیده از خود، یک ترانه هم صدا شو
بامن از زنجیر این شب، هم صداشو و رها شو
البته تو اجرای « داریوش»، علاوه بر این دو بیت ، این بیت هم خونده نشده:
باتنم زخمی اگه بود،بی رمق بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم ، اگه کهنه بود دردام
شاید سازندگان ترانه ، فکر کردن که با اضافه شدن این ابیات ، ترانه طولانی می شه . شایدم بودنشو تو ترانه موثرندونستن. شایدم...؟
حذف این دوبیت ،به هرعلتی صورت گرفته باشه به اعتقاد من ، تصمیم درستی بوده. نظر شما چیه؟
دانلود کنید مسافر رو با صدای سیاوش قمیشی
و سرگردون رو با صدای داریوش
دریافت کنید پوستر ترانه رو از سایت رسمی ایرج جنتی عطایی

درباره ی « علی معلم» قبلاهم یه چیزایی نوشتم و قول دادم که بعدا مفصل تر بنویسم؛همون طور که می دونین جناب «معلم» چن سالیه که زده تو خط «ترانه سرایی». چیزی که از همون اول، موجب تعجب اهالی ادب شد. چراکه «علی معلم»،بیشتر به عنوان یه شاعر صاحب سبک - البته با زبانی فاخر- مطرح بود و بعضی از ابداعاتی که برای اولین بار توسط اون تو شعر فارسی بویژه قالب مثنوی به وجود اومده باعث شهرت و برجسته گی ش شده بود.خب،حالا در نظر بگیرین چنین شاعری با چنین ویژه گی هایی یه دفعه شروع کنه به ترانه سرایی !اونم درست تو بزرگترین رسانه ی کشور،یعنی صدا وسیما!
جناب «معلم» ،فارغ التحصیل زبان وادبیات عرب از دانشگاه تهرانه وتسلطش به الفاظ عربی ، مفاهیم دینی ،هم چنین اساطیر وافسانه های ملی،اگه نگیم بی نظیر، لا اقل کم نظیره.اما، بحث اینجاس که آیا می شه این مفاهیم کاملا تخصصی و فاخر رو تو قالب ترانه ،که عامیانه س و طبیعتا می بایس قابل فهم برای عموم باشه، ریخت؟
اولین ترانه ی«علی معلم»،ترانه ای بود که تیتراژسریال«گم گشته» شد وبه مدت سی شب از صدا وسیما پخش شد.این ترانه ،رگه هایی سنتی داشت و کاملا مشخص بود که از روی ملودی ساخته شده .آهنگ این ترانه رو، ظاهرا «مجید اخشابی» ساخته بود که خواننده ی این ترانه هم بود و قبلا هم بازسازی ملودی های سنتی و محلی رو تجربه کرده بود.این ترانه ، همون طور که قبلا هم نوشتم با اقبال عامه مواجه شد.این محبوبیت ، بیشتر ازاون که ناشی از شعر این ترانه باشه ،مدیون ملودی زیبا و صدای دلنشین «مجید اخشابی» بود. در ضمن، اینم باید اضافه کنم که هر چی باشه ،این ترانه، تیتراژ یه سریال تلویزیونی بود!من خودم به شخصه تو یه ضیافت افطارشاهد بودم که افراد حاضر تو مهمونی - بویژه بچه ها- با وجودی که تلفظ بعضی از ابیات این ترانه براشون خیلی سخت بود اماهمزمون با پخش ترانه از تلویزیون، با شور وشعف خاصی اونو زمزمه می کردن:
برق یه تیغ،اشک دریغ،رعد صدای مرتضی
رستم از این بند بلا؛علی ، رضا شد به قضا
البته باید انصاف داد که یکی دو بیت این ترانه ،واقعا زیبا بود وبه دل می نشست:
می گن فرشته ، روزه شو با گریه افطار می کنه
فرشته ، می دونه که نور، ظلمتو بیدار می کنه
«علی معلم»،بعدها هم بیشتر ازهمه با همین خواننده کار کرد؛به طوری که شعر حدود بیست تا از ترانه های «مجید اخشابی» رو ایشون گفتن.از جمله خواننده های دیگه ای که ،جناب «معلم» براشون،ترانه سروده می تونیم به «محمد اصفهانی»،«علیرضا عصار» و«علی تفرشی» اشاره کنیم.وجالب اینکه،شعر ترانه ی معروف «یا فاطمه بنت نبی»با صدای زنده یاد«ناصر عبداللهی»،مشترکا توسط «علی معلم» و«ناصرعبداللهی»!سروده شده.
استاد«علی معلم»،علاوه برخوانندگان پاپ،واسه خوانندگان سنتی هم ترانه گفته که شاید معروفترینشون،ترانه ی «ردخون» با صدای«علیرضا افتخاری» باشه.«محمد رضا شجریان» و«عبدالحسین مختاباد» هم از اون دسته سنتی خوونایی هستن که «علی معلم»براشون شعر گفته.
اگه بخوایم اون دسته از ترانه های «علی معلم» رو که انتظارموندگاریشونو داریم سوا کنیم ،می شه به این موارد اشاره کرد؛ترانه ی «عشق الهی»،با صدای «علیرضا عصار»،که به حق باید گفت ترانه ای زیبا و خوش ساخته . ترانه ی «دیده بگشا» با صدای «محمد اصفهانی» وتصنیف «بارون» با صدای «محمد رضا شجریان» که بر اساس ملودی ای محلی ازخراسان ساخته شده .ترانه ای هم با صدای «مجید اخشابی»، هنوز که هنوزه بین مردم زمزمه می شه به اسم «مهتاب».البته شاید بشه ترانه ی «ردخون»رو هم به این فهرست اضافه کرد.

من فکر می کنم علت اینکه ، از ترانه های «علی معلم»، زیاد استقبال نمی شه یا لااقل ،دوره ی درخشش خیلی کوتاهی دارن اینه که از کلمه های نا مانوس و نا آشنا ، زیاد تو ترانه هاش استفاده می کنه.به طوری که گاهی اوقات ، وقت شنیدن ترانه های ایشون، لازمه که یه فرهنگ لغت! دم دست باشه!به عنوان مثال تو همین ترانه ی «مهتاب» ،من برای اینکه بدونم معنی کلمه ی «جمجمک»چیه به لغت نامه ی «برهان قاطع» و حتی لغت نامه ی «دهخدا»! مراجعه کردم.اما حاصل جستجو تو این لغت نامه ی عظیم الجثه ،فقط چن تا کلمه بود و اون اینکه، جمجمک ،نوعی کفشه!حالا فکر می کنین یه مخاطب عام ،با این اوصاف ،از این بیت «معلم»، چی دستگیرش می شه؛
جمجمک برگ خزون؛ اینه بخت بی گناه
مسلماهیچ چی. مخاطبان خاص هم فکر نمی کنم جز این تصویر نه چندان زیبا چیزی دستگیرشون بشه :عبور یه رهگذر از مسیری که پر از برگ های زرد درختاس و این برگ ها باعث لغزش کفش، و طبیعتا خود رهگذر می شن!
نمونه ای که خوندین از اون دسته ترانه های «علی معلم» ه که با زبان محاوره ای! سروده شده ولی تعداد قابل توجهی از شعرای ایشون با وجودی که اسم ترانه رو یدک می کشن به اعتقاد من،فقط از بعد موسیقیایی - ساخته شدن بر اساس ملودی - می تونن ترانه محسوب شن نه از بعد کلامی. انصافا فکر می کنین مردم عادی از این ابیات چی بفهمن :
از رخ خوبت،هیهات ، مه به فلک ، شه مات
مانده چو گو سر به چوگان، من سودایی
جامم پر از دنانی،راحی ،ریحانی ای لاله رو ، داغ جانان،داغ جانانی
شوق نشاطش در چنگ؛شعله ی آتش رنگ از تف او آتش افشان شد دم انسانی
یا این ابیات تو تیتراژپایانی سریال «متهم گریخت»:
ای افسون ماندن شرار داغ من باش
از سودای بیژن بهار باغ من باش
بر خوان من زاخوان من
گرگان شکسته سکان من
ای جان عاشق به چنگ مهوشان تو
شکسته سبو به سنگ می کشان تو
به چنگ چاوشان تو نشان تو
یا این ابیات تو ترانه ی «حضرت باران»:
ظاهر وباطن،زآدمی وجن کیست مجاور،کیست مسافر
نیست تن آسان هستی از آن سان
بلکه جز انسان
باز به جز من،چون می روشن کرده که در دم،قطع ره سر
گه به جوارم،گاه سوارم بین به عیارم،نیست مزور
تو ترانه ی «یادگار» از آلبوم «فاصله» که توسط «محمد اصفهانی»اجرا شده،جناب «معلم»،دچار همون اشتباه متداول ترانه سرایان- که قبلا هم بهش اشاره کردم-شده؛اختلاط زبان نوشتاری وزبان محاوره ای:
با من بمون ای هم سفر با من که از ره خسته ام
با جام لبریز نگات از هستی خود رسته ام...
ای یادگار از تو غرور زخمی ام ای فارغ ازمن ، فارغ از یادت نی ام
برمن رقیبم را پسندیدی ولی شادم که می دانی و می دانی کی ام...
تو همین آلبوم، ترانه ای از ایشون هس که با وجود شعر زیبا و اجرای زیباتر «محمد اصفهانی»، می بینیم که دیگه نشونی ازش نیست ومثل اون روزای اول،دیگه تو کوچه وبازار،زمزمه نمی شه:
جماعت ،یه دنیا فرقه بین دیدن وشنیدن
برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن
راز سنگرای عشقو باید از ستاره پرسید
التهاب تشنه هارو کی می دونه غیر خورشید...
یا این ترانه ،که تیتراژ پایانی سریال «خانه به دوش» بودبا صدای «مجید اخشابی»:
خرمن نکاشته هامون چشمه نگو آتشفشونه
بشمریم نداشته هامون هزار هزار تا کهکشونه
آرزو ،دریای شوره دریای شور،زندون ماهه
ماهیا تشنه ترینن روی لباشون ،آهه و آهه
بخت ماهیا سیاهه
یا این ترانه که تیتراژپایانی سریال«همراز»بودبازم با صدای «اخشابی»:
ای دیار آرزو؛کوی یارم،کوی یارم
تا قیامت سر ازاین کو برندارم،برندارم
با دلم گوید کسی،بت پرستی؛ خود پرستی
بر دل عاشق مگو،پاگذارم پاگذارم
تو آلبوم«دیوانه شو»با صدای «علی تفرشی»،جناب «معلم»،شعر تصنیف «یار بی قرین» رو گفتن که ملودی زیبایی داره وآهنگساز هم تلاش زیادی برای تلفیق موسیقی سنتی و مدرن انجام داده وبه اعتقاد من ، کار موفقی هم هست اما شاید به خاطر فاخر بودن زبان ، می بینیم که هیچ استقبالی ازش نمی شه:
در دلم غمت آشیانه کرد تیرغم، دلم را نشانه کرد
آتشم به جان زد شب فراق سیل خون زچشمم روانه کرد
مهر مه جبینم
یار بی قرینم

در هر صورت،باید حضور«علی معلم» رو تو عرصه ی ترانه سرایی ، به فال نیک گرفت و حتی به نظرمن ،از یه جهت شایسته ی ستایشه.چراکه می شه گفت ایشون با دل بریدن از شعر فاخرشون و رو آوردن به ترانه سرایی ،به نوعی ریسک کردن و مسلما هر کسی ،جرات این ریسکو نداره.«علی معلم»،چه ترانه سرایی رو ادامه بده چه ادامه نده،اسمی موندگار تو عرصه ی شعر و ادب ماس و از هر جهت شایسته ی احترام و ستایش.
این نوشته رو با جمله ای از ایشون،در مورد ترانه وترانه سرایی به پایان می برم:
«در روزگار ما به اندازه ای که از حرمت قصیده کاسته شده،به حرمت ترانه افزوده شده است»
بارون - با صدای محمد رضا شجریان
رد خون - با صدای علیرضا افتخاری
یار بی قرین - با صدای علی تفرشی
یکی از مشکلات اساسی ترانه های امروز،ضعف های زبانی اوناست.چیزی که شاید بشه اسمشو گذاشت« ناهماهنگی زبانی».
تو تعداد زیادی از ترانه ها می بینیم که زبان عامیانه وزبان نوشتاری باهم مخلوط شدن و این مساله واقعا به ترانه لطمه می زنه. به نظر من این مورد، قابل توجیه نیس و باید ریشه یابی و بعدشم ریشه کن بشه.
این مشکل رو من به دو شکل تو ترانه ها می بینم:
1 - غلط خوندن شعر توسط خواننده:یعنی شعر ایرادی نداره اما خواننده ،بعضی کلماتو اشتباه تلفظ می کنه.این قضیه را من حتی تو کارهای خواننده های مطرح هم می بینم؛مثلا« محمد اصفهانی»تو ترانه ی «دلواپسی ها» یه جا، حرف «چ»از کلمه ی «چشم » رو با «فتحه» می خونه که باتوجه به محاوره ای بودن ترانه، اشتباس وباید با «کسره»خونده شه.دوبیت اول ترانه رو که اون غلط هم تواین دوبیته واسه تون می نویسم:
دلواپسی هامو بگیر از من غم ها توای آینه حاشاکن
قدری بخند و روشنی ها رو تو چشم خیس من تماشاکن
همین مساله رو تو ترانه ی«کویر باور» ازآلبومی به همین اسم که کار «حبیب» هس می بینیم؛جناب«حبیب»،توعبارت «بر و دوشش » ، «شین اول» کلمه ی«دوشش» رو با «فتحه» می خونه که با توجه به عامیانه بودن شعر،غلطه وباید با «کسره»خونده شه.چن بیت اول ترانه رو اینجا می نویسم:
یه درخت خشک وبی بر میون کویر داغ
توی ته مونده ی ذهنش نقش پر رنگ یه باغ
شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید
برودوشش همه پر شد ز اقاقی سفید
2- ضعف زبانی شعر:این اشتباه برخلاف اشتباه قبل که توسط خواننده ها به وجود می اومد، از شاعرا سر می زنه.یعنی اشکال از شعر ترانه س نه از خواننده.یه نمونه ش بیت چهارم از همون ترانه ی «حبیب»؛
برودوشش همه پر شد ز اقاقی سفید
استفاده از حرف«ز» که مخفف «از» هس ، تو شعرعامیانه کاملا غلطه.
جناب «فرامرز اصلانی»تو ترانه ی معروف «اگه یه روز...»هم دقیقا از همین حرف ، تو یه شعر عامیانه استفاده کرده:
اگه یه روز بری سفر بری زپیشم بی خبر...
همین خواننده تو یه ترانه ی معروف دیگه شم ،چن مورد از این غلطا داره ؛ترانه ی «یه دیواره».
استفاده از عبارت ها وجمله های «پرواز خود»،«عاقبت کی گیرد این کار» و«نگردد شعله ور بیهوده می کوشی» تو یه شعر محاوره ای نه تنها از نظر نگارشی غلطه بلکه به زیبایی آثار موندگاری مثل این ترانه ،واقعا لطمه می زنه.
تو ترانه ی زیبا وموندگار«پرنده»با صدای«مانی رهنما» در عین حال که زبان کلی ترانه ،محاوره اییه اما تویه بیت،کاملا از زبان نوشتاری استفاده شده؛
تو را در حنجره، یک دشت آواز تو را در سر، هوای خوب پرواز
و تویه بیتم زبان نوشتاری ومحاوره ای با هم مخلوط شده؛
دلم تنگه دلم تنگه برایت نگاهم با نگاهت داشت عادت
تو یه ترانه ی دیگه از همین خواننده با اسم «زنگی و رومی» همون طور که از اسم ترانه پیداس معلوم نیس شاعر زنگیه یا رومی!یعنی معلوم نیس که از زبان محاوره ای استفاده کرده یا زبان نوشتاری.چهار بیت از این ترانه رو واسه تون می نویسم؛
چه امیدی چه فردایی چه پنهانی چه پیدایی
اگر خوشحال اگرغمگین چه فرقی داره تنهایی
بیا از من رهایم کن صدایم کن صدایم کن
دلم از دست من خونه بیا از من جدایم کن
از این جور غلط ها تا دلتون بخواد تو ترانه های امروز پیدا می شه.ولی بعضیاشون واقعا کفر آدمو در می آره.مثل ترانه ی به ظاهر معروف «بیا قدر هم بدونیم»از «حسام الدین لر نژاد».این ترانه اونقدر با حاله که می شه به تعداد کلمه هاش ! از توش غلط بیرون کشید.البته، وقتی شاعر وآهنگساز و خواننده و راننده یه نفر باشه !بیشتر از اینم نباید انتظار داشت.
اینجاس که باید قدرهنرمندای بزرگی مثل «فرهاد»روبیشتر بدونیم - هر چند که مرده باشن- واقعا که چه وسواسی به خرج می داد تو درست تلفظ کردن کلمات وعبارتها.خدا رحمتش کنه.
واسه حسن ختام بد ندیدم که متن کامل شاهکار ترانه سرایی معاصر ، یعنی ترانه ی «بیا قدر هم بدونیم»! رو واسه تون بنویسم.فقط اگه بعد از خوندن متن این ترانه هنوز زنده بودین ما رو هم دعاکنین!
الهی به داد دل این بی کسان رس به آه و به سوز غم این جهان رس
تنهایم ، بی کس ، بی سامان، ای داد
سر گردان ،نالان، پریشان،فریاد
مددی رسان ای خدا
نه رحمی نه مهری تو دنیا نمونده از صفا از وفا این روزا چی مونده
نه رحمی ، مهری نمونده فریاد
از صفا وفا چی مونده ای داد
مددی رسان ای خدا
خسته از زمونه لبریزه پیمونه خدایا کاری کن بی مهری نمونه
خسته ام از این زمونه،فریاد
لبریز اشک و پیمونه ای داد
مددی رسان ای خدا
آی آدما چه می کنید بی مهریا رو کم کنید
آخه مگه نمی دونید تو این دنیا نمی مونید
بیا قدر هم بدونیم ای یار
به هم نوع یاری رسونیم ای یار
که از یک عضو و یه پیکریم