
ترانه:؟
آهنگساز:؟
ترانه سرا:؟
خواننده:حسام الدین لرنژاد
آخرین حرفم رو بشنو نازنین مهربون
سخته بی تو زنده موندن؛ تکیه گاه و سایه بون
هواتو کرده دل من ابریه باز آسمون ساز شکسته م بخون
بغض تو صدامو ، آخه مگه نمی شنوی
غنچه ی غمینم ، دیگه چرا نمی شکفی
ای تبلور غم ، سکوت بی بهانه ام
زورق شکسته م ، طراوت ترانه ام
الهی بمیرم پرپر نبینمت گل همیشه بهارم
دل شکسته مو صدای خسته مو واسه تو جا می ذارم
بغض تو صدامو ، آخه مگه نمی شنوی
غنچه ی غمینم ، دیگه چرا نمی شکفی
ای تبلور غم ، سکوت بی بهانه ام
زورق شکسته م ، طراوت ترانه ام
آخرین حرفم رو بشنو نازنین مهربون
سخته بی تو زنده موندن؛ تکیه گاه و سایه بون
هواتو کرده دل من ابریه باز آسمون ساز شکسته م بخون
یه توضیح: این ترانه رو فکر می کنم قبل از «لرنژاد» ، خواننده ای دیگه اجرا کرده باشه. یعنی به احتمال زیاد ، «لرنژاد» این ترانه رو باز خوانی کرده.
تو یکی از پستای قبلی ، حسابی به «حسام الدین لرنژاد» توپیده بودم و یکی از ترانه هاشو زیر گیوتین نقد برده بودم.مدتیه که ترانه ای از این خواننده از رادیو پخش می شه به اسم «عالم پریشانی» که ترانه ی نسبتا زیباییه.بد ندیدم که یه پستم درمورداین ترانه بنویسم بلکه هم نا راحتی اون پستو از دل«حسام» در بیارم! وهم به گفته ی «حافظ» عمل کرده باشم.
من «عالم پریشانی» رو تا حالا دوبار از رادیو شنیدم.یه بار کامل و یه بار نصفه نیمه؛ دفه ی اول تو خونه و دفه ی دوم تو تاکسی.راستشو بخواید دفه ی دوم به اندازه ی یکی دو ایستگاه هم دیرتر پیاده شدم!بلکه ترانه رو کامل بشنوم اما...
سبک این ترانه رو فکرمی کنم تو یکی از ترانه های «حمیرا» شنیده باشم و البته اجرای «حمیرا» بهترم هس چون شعری که اون خونده ، رو ملودی ساخته شده ولی اینی که «حسام» خونده دراصل ، غزلی یه از «دکتر مظاهر مصفا» و «حسام» به زور کشیدن کلمات و تکرار مصراع ها هم که شده ، خواسته فضاهای خالی ملودی رو پرکنه . بلکه این جوری بتونه به ملودی وفادار بمونه!
نکته ی دیگه ای که درمورد این ترانه می شه گفت اینه که «حسام» تو این ترانه از اون لهجه ی کردی همیشگیش دس برداشته ! وشاید خواسته که ترانه ای برای همه ی ایرانی ها تولید کنه!نه فقط ایرانی های «محلی دوست».شایدم یواش یواش می خواد بیفته تو خط پاپ. شایدم ...؟
متن این ترانه رو- بهتره بگم این غزلو- تو شماره ی 3۱ ماهنامه ی«حافظ» دیدم و حالا به نقل از همون نشریه تو اینجا می نویسم.البته ناگفته نمونه که اجرای «حسام» از بیت دوم به بعد شروع می شه و بعضی از ابیاتم اصلا خونده نشدن.
طرفه عالمی دارد ، عالم پریشانی
شادی و غمی دارد عالم پریشانی
خنده خنده می گریم ، گریه گریه می خندم
سور و ماتمی دارد عالم پریشانی
نه به درد شادانم نه به یاد درمانم
چه خم و چمی دارد ، عالم پریشانی
کفر دین براندازم ، دین کفر پردازم
عیسوی دمی دارد عالم پریشانی
گه به قعر دریایم ، گه بر اوج گردونم
زیری و بمی دارد عالم پریشانی
گه امیر دربندم ، گه اسیر آزادم
حال مبهمی دارد عالم پریشانی
شب ، غمم فزون از یم ، یم ولی کم از شبنم
طرفه شبنمی دارد عالم پریشانی
آشکار و پنهانی ، حال من همی دانی
که چه عالمی دارد عالم پریشانی