«سپهر» هنرمند خوش ذوقی بود - وطبیعتا هنوز هم هس - که علاوه بر خوانندگی ، آهنگساز هم بود و آهنگسازی آثارشو خودش انجام می داد وبه نظرمن بعضی از آثار این هنرمند،ناجوونمردونه! فراموش شدن؛ ناجوونمردونه از این جهت که کمتر از اونی که می بایس ، تبلیغ شدن و اون جور که باید و شاید مجال ظهور وبروز پیدا نکردن.
شاید معروفترین سروداین خواننده سرود«بهار را صدا بزن»باشه که یه مدتی سر زبوناافتاده بود وحتی ترانه های طنزی هم از روش ساخته شد. از این سرود فقط همین دوبیت تو ذهنم مونده:
سکوت کوهسار را لبالب از ترانه کن
زخواب آبشار را کنون بیا صدا بزن
بخوان حدیث رویش دوباره را به گوش گل
به شوق سبز زیستن جوانه را صدا بزن
یکی دیگه از آهنگای زیبای «سپهر» آهنگی بود که روی شعری از «محمدرضا عبدالملکیان» اجرا شده بود:
عطش بود و آتش
وآیینه می سوخت در تشنه کامی
و می سوخت بال کبوتر
وبیداد می کرد زنجیردر پای پرواز
ومن تشنه بودم...
متن کامل این شعر طولانی رو می تونین با اسم «سرود رویش گل» تو کتاب «ریشه در ابر» صفحه ی 142 بخونید.
آهنگ زیبای دیگه ی این هنرمند روی شعری از «زهره نارنجی» اجرا شده بود:
دردمندیم و دوا می طلبیم در فناییم و بقا می طلبیم
هر سحر بوی تو را تا دم صبح ازمسیحای صبا می طلبیم
جان به راه تو نهادیم به شوق از تو ای دوست تو را می طلبیم
سائل کوی نیازیم وبه جان مدد از دست دعا می طلبیم
از فروغ تو در آیینه ی دل جلوه ی مهر و صفا می طلبیم
دست در دامن مهرت زده ایم بی نواییم و نوا می طلبیم
یکی دیگه از آهنگای «سپهر» که به اعتقاد من ، قویترین اثرشه روی این شعر- که نمی دونم شاعرش کیه - ساخته شده بود:
باغ ، تصویری است از یک اتفاق سبز
چشم های خویش را بگشای
کوچه لبریز است ازعطر و طراوت ، باز
لحظه ای از خانه بیرون آی
در بهاری این چنین لبریز از نور و نگاه ورنگ
در بهاری این چنین بایسته ، باران باش
همرنگ بهاران باش
گیسوی سبز درخت کوچه را هر صبح
با دو دست خیس اما مهربان خود
نوازش کن
اینک از گرد و غبار دیر سالی ها
کوچه را تطهیر باد کرد
هان ، رسولی آمد و اعجاز کرد و سوره ای آورد
آیه های کوچک فصل بهاران را که گلهایند
باز در محراب سبز باغچه
تفسیر باید کرد
یه آهنگ خوب دیگه رو هم از «سپهر» به خاطر دارم که شعرش این بود:
دلی کز روشنی یارب ، جهان افروز جان گردد
به بام عشق و سرمستی ، چومهر آسمان گردد
کند در گلشن هستی ؛ گل آرایی ، گل آرایی
چو بلبل نغمه پردازد به زیبایی ، به زیبایی
به یاد دوست در گلشن ، چراغ لاله افروزد
چو شمع آرزو هرشب به داغستان او سوزد
به چشم دل زمشتاقی صفا بیند صفا بیند
در این آیینه از پاکی خدا بیند خدا بیند
هیچ کدوم از این آهنگارو ندارم اما هنوز که هنوزه سبک خوندنشون تو ذهنم هس و گاه گداری زمزمه شون می کنم.
«سپهر» دوتا کاست هم بیرون داد به اسم «خوب من» و«عسل» که آهنگاش با آثارپخش شده این هنرمند از صدا وسیما یه کمکی تفاوت داشت و با وجود ترانه گی بیشتری که داشتن استقبال چندان خوبی ازشون نشد.ایشاللا چن تا از آهنگای آلبوم«خوب من» رو تو پستای آینده تقدیمتون می کنم .