تبليغاتX
کوله باری از ترانه

 

 

 

روشن از روی تو آفاق جهان می بینم

عالم از جاذبه ات در هیجان می بینم

شورش بلبل و جانبازی پروانه و شمع

همه از عشق تو ای مونس جان می بینم

بی نشانی تو و حیرانم از این راز که من

هرکجا می نگرم از تو نشان می بینم

لاله از شعله ی عشق تو بود سوخته دل

وز غمت مرغ چمن را به فغان می بینم

نور روی تو نه تنها به دل سینا تافت

که من این نور ، ز هر ذره عیان می بینم

     «بیژن خاوری» رو با این سرود شناختم. اسم سرود ، «بی نشان» بود و شاعرش ، «محمد حسین بهجتی» متخلص به «شفق».بعد از این سرود ، فکر می کنم «بیژن خاوری» سه چهار سالی سرودی اجرا نکرد. تا اینکه یه دفه تو ایام نوروز دو تا کار ، همزمان از این خواننده از صدا و سیما پخش شد. شعر یکی از این سرودها ازخاطرم رفته ولی اون یکی ، شعرش این بود:

بهار آمد و شمشادها جوان شده اند

پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند

دوباره پنجره ها بال عشق وا کردند

دوباره آینه ها با تو مهربان شده اند

شکوفه های جوان روی شاخه های کهن

دوباره چتر گشودند و سایه بان شده اند

بهار آمد و آلاله های روشن دشت

چراغ خلوت شب های عاشقان شده اند

شکوفه های غزلخوان دوباره می خندند

که میزبان قدم های ارغوان شده اند

     «خاوری» یکی از روزای عید نوروز، تو یه مصاحبه ی تلویزیونی گفت که برای این سرود ، فقط چهار پنج ساعت ! تمرین کرده و سرود ، در عرض دو سه روز ساخته شده.

     بعدها سرود زیبای دیگه ای از این خواننده از رادیو پخش شد با شعری از «مولانا»:

امروز ، روز شادی و امسال ، سال گل

نیکوست حال ما که نکو باد حال گل

گل را مدد رسید زگلزار روی دوست

تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل

مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ

از کر وفر و رونق ولطف و کمال گل

جامه دران رسیده گل از بهر داد ما

زآن می دریم جامه به بوی وصال گل

گل آن جهانیست نگنجد در این جهان

در عالم خیال چه گنجد خیال گل

گل کیست؟ قاصدی است ز بستان عقل و جان

گل چیست رقعه ای است زجاه و جمال گل

گیریم دامن گل و همراه گل شویم

رقصان همی رویم به اصل و نهال گل

     یکی دیگه از سرودهای این خواننده ، «امید پنهان» بود که بند ترجیعش این بود:

رسیده بر لبم جان

بیا امید پنهان

بیا که شب نپاید

سحر زدر درآید

     «بیژن خاوری» ، یکی از شعرهای زنده یاد «فریدون مشیری» رو هم اجرا کرده بود که انصافا آهنگ زیبایی بود:

بوی باران

بوی سبزه

بوی خاک...

     این آهنگ ، اسمش «عطر نرگس» بود و تو این قسمت به اوج می رسید:

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

     «خاوری» ، سرودهای دیگه ای هم اجرا کرد که استقبالی ازشون نشد. یا اگر هم شد مقطعی بود. مثل این سرود:

دوستان ، در جشن خوب شاخه های سبز و شاد

هم چو گل های بهاری ، رویتان پرخنده باد

     که «بیژن خاوری» ، «پرویز طاهری» و«حسن همایونفال» مشترکا اجرا کرده بودن.یادم می آد صدا و سیما خودشو کشته بود از بس که تو ایام نوروز این سرودو پخش می کرد.

     «خاوری» یه آلبوم هم بیرون داد که اسمش تو خاطرم نیس و بعید می دونم که استقبال خوبی ازش شده باشه. البته چون ترانه ی معروف «دریا» تو این آلبوم بود شایدم فروش خوبی کرده باشه - متن این ترانه ولینک دانلودشو تویکی از پستای قبلی گذاشتم - این آهنگو من تعمدا ترانه خطاب می کنم. هرچند که آثار تولید شده اون زمان ، اکثریت قریب به اتفاقشون سرود بودن نه ترانه.

     من فکر می کنم علاوه بر ترانه ی «دریا» که به حق ، زیباترین اثر «بیژن خاوری» بود و هس چن تا از سرودهاشم آثار با ارزشی ین. امیدوارم روزی برسه که این آثار، از آرشیو صدا و سیما بیرون بیاد و به دست مردم برسه. مخصوصا اون دسته از آثارش که هنوز تبدیل به آلبوم نشدن.

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 12:44 توسط محمود مغانلو |

 

ترانه:دریا

آهنگساز:فرید شب خیز

ترانه سرا:؟

خواننده:بیژن خاوری

 

 

 

 

 

وقتی که پا می ذاره دریا به روی شن ها

مرغابیا می شورن پرهاشونو تو دریا

وقتی برای ساحل دریا صدف میاره

شب ها به روی بندر بارون ماه می باره

 

یاد تو در دل من طوفان به پا می کنه

 تا ساحل زندگی بامن شنا می کنه

 

وقتی موجای سنگین از پله های دریا

 می رن که سر بذارن به روی تخته سنگا

وقتی که دست دریا رو شونه ی غروبه

خورشید خانوم هراسون تو خونه ی غروبه

 

یاد تو در دل من طوفان به پا می کنه

 تا ساحل زندگی بامن شنا می کنه

 

حالا غروب که می شه

بی تو دلم می گیره

مثل ماهی تو ساحل

جون می ده و می میره

بعد تو مرغابیا

همزاد آب نمی شن

موجای خسته بی تو

زنجیر خواب نمی شن

 

یاد تو در دل من طوفان به پا می کنه

 تا ساحل زندگی بامن شنا می کنه

 

 

 دانلود کنید

 

  • با تشکر ازمحمد  که این ترانه رو در اختیارم گذاشت.

 

 

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:20 توسط محمود مغانلو |